• تاریخ : ۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغات

طرز تهیه کباب بره با نعناع و گوجه فرنگی

هم اکنون در آشپزی فارسی ها طرز تهیه کباب بره با نعناع و گوجه فرنگی را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

کباب بره با نعناع و گوجه فرنگی یکی از لذیذترین کباب ها می باشد .

طرز تهیه کباب بره با نعناع و گوجه فرنگی

طرز تهیه کباب بره با نعناع و گوجه فرنگی

مدت زمان آماده سازی و پختن آن نیم ساعت می باشد .

مقدارهای گفته شده برای ۴ نفر می باشند .

توصیه می کنیم حتما این کباب خوشمزه را درست کنید .

مواد لازم :

گوشت گوسفندی نیم کیلوگرم

گوجه گیلاسی ۱ بسته

پودر دارچین ۱/۴ قاشق چای خوری

پوست لیمو رنده شده ۲ قاشق چای خوری

برگ نعناع ۱۰ تا ۱۲ عدد

گشنیز خشک شده نصف قاشق چای خوری

نمک ، فلفل سیاه ، روغن زیتون و لیمو به مقدار لازم

طرز تهیه :

سعی کنید برای لذیذتر شدن کباب از گوشت راسته بره استفاده کنید .

گوشت را به تکه های مکعبی ۲/۵ سانتی متری خرد کنید .

بهتر است چربی گوشت را بگیرید .

گوشت ها را به همراه پودر دارچین ، پوست لیمو رنده شده و گشنیز خشک در داخل یک کاسه بزرگ مخلوط کنید .

حالا نمک و فلفل سیاه را اضافه کنید .

گوشت ، گوجه و برگ های ریحان را سیخ بزنید .

ماهیتابه گریل را روی حرارت قرار دهید و بگذارید گرم شود .

مقداری روغن بریزید .

کباب ها را در داخل روغن بپزید .

۶ تا ۸ دقیقه برای پختن کباب ها کافی است .

نوش جان !

همچنین خواندن طرز تهیه کباب بختیاری مخصوص را به شما عزیزان توصیه می کنیم .

نوشته طرز تهیه کباب بره با نعناع و گوجه فرنگی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : فاطمی

به گفته گروه بین الملل خبرنامه فارس، روزنامه الکترونیکی «رای الیوم» در سرمقاله امروز خود به قلم «عبدالباری عطوان» با عنوان «حماس قاطعانه به سوی ایران به عنوان یک متحد راهبردی متمایل شد»، تاکید کرد که حماس با کمک بزرگ ایران با قدرت به کرانه باختری بازمی‌گردد.

سید یحیی السنوار، رئیس دفتر سیاسی حماس در نوار غزه در نشستی صریح و ۲ ساعته با خبرنگاران به مهم‌ترین اصول راهبردی جدید حماس پرداخت که بازگشت قدرتمندانه به جبهه مقاومت، تحکیم روابط با ایران و تلاش برای ترمیم روابط با سوریه در راس آن قرار داشت.

از نظر ما مهم‎ترین چیزی که سنوار گفت و ما آن را مستقیم نقل می‌کنیم، این هست که « ایران بزرگ‌ترین حامی مالی و تسلیحاتی گردان‌های عزالدین قسام شاخه نظامی حماس هست»؛ این رهبر حماس همچنین ابراز امیدواری کرد که بحران سوریه بر طرف شده و افق‌ها برای ترمیم روابط حماس با این کشور در زمان مناسب گشوده شود.

حضور سنوار در ترکیب کادر رهبری حماس از این جهت اهمیت دارد که وی رابطه سازمانی بسیار محکمی با گردان نظامی قسام دارد به گونه‌ای که پدر معنوی و از مهم‌ترین بنیانگذاران آن محسوب می‌شود سنوار همچنین نقش‌های میدانی بسیار مهمی در حملاتی به عمق خاک اسرائیل داشته و ۲۳ سال را در زندان‌های این رژیم سپری کرد.

اعلام صریح اینکه ایران بزرگ‌ترین حامی گردان‌های قسام هست، غیرمنتظره و در عین حال قوی بیان شد چون به هر شکلی با خط سابق حماس در تضاد هست که از سر تعارف با جبهه شیخ نشین‌ها و کم‌تر از آن با جبهه آمریکا  از اتخاذ چنین مواضعی اجتناب می‌کرد.

بر اساس اطلاعاتی موثق، حماس روابط خود با مقاومت لبنان و به طور مشخص حزب الله را ترمیم کرده هست چرا که سید حسن نصرالله هم اخیرا سید صالح العاروری فرمانده شاخه نظامی حماس در کرانه باختری و بیش‌تر فرماندهان میدانی حماس را در راستای حمایت از مقاومت مسلحانه به حضور پذیرفت و به دنبال این نشست به توصیه دبیر کل حزب الله، عاروری با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و دیگر مقاماتی سیاسی از این کشور در تهران دیدار کرد، این دیدار مربوط به ماه گذشته هست که هیاتی از حماس برای حضور در مراسم تحلیف سید حسن روحانی رئیس جمهور ایران شرکت کرده بود.

حماس مشکلی با حزب الله و سید حسن نصرالله ندارد چون شخص وی بر ادامه ارتباط با حماس به عنوان یک جنبش مقاومت ضد اشغالگری اهتمام جدی دارد حتی در اوج زمانی که رهبری سابق حماس در جبهه مقابل حزب الله و رهبری آن در سوریه و دیگر مکان‌ها ایستادند، رسانه‌های حزب الله در راستای سیاست کظم غیظی که برای حفظ مساله فلسطین نشان دادند هیچ حرف توهین آمیز علیه حماس بیان نکردند.

اما مشکل، در رابطه حماس با رهبری سوریه  نهفته هست و این امر یعنی مساله ترمیم روابط حماس با سوریه هنوز با مشکلات بزرگی روبروست به رغم اینکه تلاش‌های فشرده‌ای از سوی حزب الله و سران ایران برای بهبود فضای روابط بین طرفین صورت می‌گیرد.

رهبر سوریه به ایران و حزب الله در مقام میانجی‌های که تمایل حماس برای بهبود روابط با دمشق را انتقال دادند، گفته هست که هیچ مشکلی در کامل کردن آشتی با رهبران جدید حماس ندارد به شرطی که این جنبش در جای خود باقی بماند و به رویه سابق خود بازنگشته و دفاترش را در دمشق بازگشایی کند.

زخم سوریه عمیق هست، همان گونه که یکی از مقامات ارشد سوریه در گفت‌وگو با رای الیوم به آن اشاره کرده و کارنامه طویلی از تجربیات تلخ را روایت کرد که ما نه از حیث طولانی بودن بلکه از حیث سنگینی بحث به آن نمی‌پردازیم چون خواهان بهبود رابطه حماس با دمشق هستیم نه اینکه نمک به زخم اختلافات بپاشیم.

اما در عین حال ما معتقدیم که این تجربیات تلخ به فراموشی سپرده می‌شود بخصوص در شرایطی که با  روند تحولات میدانی در سوریه به نفع نظام دمشق با شتاب به پیش می‌رود و راهبرد ترکیه هم در قبال سوریه تغییر کرده آن هم به دنبال اینکه رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه متوجه شد که کشورش نه از سوی دمشق بلکه از سوی متحد آمریکایی که از پشت به او خنجر شد، در معرض خطر هست چون واشنگتن به جای ترکیه، کُردها و طرح جدایی طلبی آنها را برگزید و به توصیه اسرائیل قضیه جدایی کُردها را محور راهبرد خود در منطقه قرار داد.

رهبر  جدید حماس به شکلی خوب و هوشمندانه کارت‌های خود را در بازی به کار گرفته هست به گونه‌ای که روابط این جنبش با مصر را بهبود بخشید و توانست از شکاف بین جریان محمود عباس و دحلان در جنبش فتح به نفع حماس استفاده کند و در عین حال رابطه این جنبش با دیگر گروه‌های فلسطینی را تقویت کرد و روابط خود با قطر را هم در سطح پایین حفظ کرد بدون اینکه امارات و عربستان را هم از دست بدهد.

محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان که حقوق بیش از ۶۰ کارمند را کاهش داده و قریب به ۶ هزار کارمند را هم زودتر از موعد بازنشسته کرده و فاکتور سوخت نیروگاه غزه را هم پرداخت نکرده بود تا حماس را به زانو در آورد الان از همه یا بخش اعظم این اقدامات خود دست برداشته و به استانبول رفت تا مقامات ترکیه را میانجی بین فتح و حماس کرده و بار دیگر توافق‌های آشتی بین این ۲ جنبش را احیا کند چون جادوی جادوگر به خودش بازگشت.

در مرحله پیش رو شاهد نمایش بزرگ قدرت شاخه نظامی حماس خواهیم بود که آتش مقاومت را در کرانه باختری شعله‌ور خواهد کرد جایی که عرصه واقعی رویارویی بارژیم اشغالگر و نیروها و شهرک‌نشینان آن هست و بارزترین ستاره‌های این میدان «عاروی» و «سنوار» خواهند بود که وجه مشترک دیگری غیر از عضویت در دفتر سیاسی حماس دارند و آن هم نزدیکی به گردان قسام هست که جهت عقربه قطب نمای خود را به سمت ایران و حزب الله و چه بسا سوریه گرفته اند.

آخر مطلب/م

  • تاریخ : ۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغات

ماجرای قتل فاطمه ۵ ساله در فریمان

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با اخبار ماجرای قتل فاطمه ۵ ساله در سرویس بهداشتی خانه پدربزرگش در فریمان در خدمت شما عزیزان هستیم .

ماجرای قتل فاطمه 5 ساله در فریمان

ماجرای قتل فاطمه ۵ ساله در فریمان

به گزارش فارسی ها در روز جمعه ۳ شهریورماه یک دختر ۴ ساله بنام فاطمه در فریمان مفقود شد .

خانواده فاطمه تلاش خود را برای پیدا کردن دختشان شروع کردند .

تا اینکه آنها جسد فاطمه را در سرویس بهداشتی خانه پدربزرگش پیدا کردند .

ماموران دایره جنایی فریمان به همراه بازپرس ویژه قتل جمعه شب به خانه پدربزرگ فاطمه رفتند .

تحقیقات پلیس نشان داد که طلاهای فاطمه به سرقت رفته است .

اما گوشواره های او در گوشش بود .

کارآگاهان یکی از اقوام فاطمه را به عنوان مظنون دستگیر کرده اند .

نوشته ماجرای قتل فاطمه ۵ ساله در فریمان اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : فاطمی

به گفته گروه جهاد و مقاومت مشرق، «روزهای بی‌آینه» داستان زندگی زنی هست که جنگ بر سر آن به ناگاه آوار شد و مانند طوفانی آن را با خود برد. منیژه لشکری در این کتاب هم از دوران کودکی‌اش سخن گفته و هم از روزهایی که در انتظار همسرش گذشت. داستان زندگی منیژه لشکری هرچند در حوزه خاطرات همسران شهدا می‌گنجد، اما داستان متفاوتی هست. او سال‌ها برای بازگشت شهید حسین لشکری، سیدالاسرا، انتظار کشید؛ بی‌آنکه خبر موثقی از او داشته باشد. 

گلستان جعفریان، نویسنده این کتاب، تلاش دارد تا بیش از هر چیز به مهمترین دغدغه راوی در این کتاب بپردازد؛ زنانگی از دست رفته‌اش. «روزهای بی‌آینه» کتابی هست خوش‌خوان از سرگذشت یکی از همسران شهدا. نویسنده در این کتاب با شخصیت‌پردازی قوی، توصیف، بیان جزئیات و نقب زدن به درون شخصیت راوی، روایتی جدید ارائه می‌دهد. به گفته خودش، «روزهای بی‌آینه» باب جدیدی در ادبیات دفاع مقدس هست. هرچند این کتاب، کتاب خاطرات منیژه لشکری هست، اما همزمان شخصیت دیگری نیز مخاطب را به خود جذب می‌کند: حسین لشکری.

این اثر در ماه‌های اخیر با استقبال خوبی از سوی مخاطبان همراه شده هست. لشکری می‌گوید، خاطرات این کتاب برای بسیاری از مخاطبان جوان قابل درک نیست. فاطمی به مناسبت چاپ چهارم این اثر با راوی و نویسنده آن به گفت‌وگو پرداخت. منیژه لشکری در این گفت‌وگو از دغدغه‌هایش در دهه ۶۰ و ۷۰ سخن گفت و جعفریان نیز، به ویژگی‌های این کتاب پرداخت. بخش نخست این گفت‌وگو به این شرح هست:

خانم لشکری، بخش عمده کتاب «روزهای بی‌آینه» هرچند روایت یکی از همسران شهداست، اما به نظر می‌رسد که داستان این کتاب با خاطراتی که در دیگر آثار مشابه از همسران شهدا خوانده‌ایم و سراغ داریم، متفاوت هست. این اثر گوشه‌ای از صبوری‌ها و استقامت شما در ۱۸ سال را روایت می‌کند. موضوعی که شاید برای نسل امروز قابل درک نباشد. واکنش مخاطبان به انتشار این اثر چگونه بود؟

من اصلاً هیچ کتابی از همسران شهدا نخوانده بودم، اما همیشه دوست داشتم که اثری از همسران شهدا به یادگار بماند تا نسل بعد هم بداند که زنانی در تاریخ و در مقطع جنگ بودند که اینطور از خودگذشتگی کردند. راه دور نمی‌روم، من جوانی، زندگی و همسرم را برای کشورم گذاشتم. احساس می‌کردم که اگر کتابی بماند که بیان‌کننده ایثارهای این‌چنینی در آن مقطع تاریخ از کشور باشد، بهتر هست.

روز بیست و هشتم شهریور ماه سال ۵۹ وقتی خبر سانحه هواپیمای شهید لشکری به من داده شد، به تنها چیزی که فکر می‌کردم این بود که من بدون حسین باید چه کنم؟ با این فرزند سه‌ماهه‌ای که دارم باید چه کار کنم و چطور زندگی‌ام را ادامه دهم؟ سخت بود، روزهای سختی را پشت سر گذاشتم، اما کم‌کم و به مرور به این شرایط عادت کردم. ندیدن و دلتنگی سخت بود. یک فرزند سه‌ماهه داشتم، همسرم هم به اسارت رفته بود و تا مدت‌ها از او بی‌خبر بودم. اما الان ماجرای اسارت همسرم و انتظار ۱۸ ساله من برای بازگشت او، برای نسل جدید قابل باور نیست. به مناسبت سالروز شهادت شهید لشکری فیلمی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود. واکنش‌ها به این فیلم جالب بود. هیچ‌کس درباره اسارت شهید لشکری صحبت نمی‌کرد. همه می‌گفتند مگر می‌شود که یک خانم این‌ همه سال صبر کند و منتظر بماند؟ برای خیلی‌ها قابل باور نیست که یک زن بتواند ۱۸ سال به این شکل زندگی کند. جا انداختن این موضوع برای نسل الان خیلی سخت هست.

سال‌های سال پس از سانحه هواپیمای شهید لشکری، از وضعیت او بی‌خبر بودیم. نمی‌دانستم که وضعیت زندگی او به چه صورت هست. جسته گریخته می‌گفتند که ما دیدیم که چتر نجات شهید لشکری در زمان سانحه باز شده هست، اما رنج بی‌خبری و نداشتن یک مرد در زندگی همیشه با من بود. من در آن زمان سن کمی داشتم و این اتفاق تا آن زمان در زندگی خانواده من رخ نداده بود. بدترین درد در این دنیا بلاتکلیفی و چشم‌انتظاری هست. نمی‌دانستم سرنوشت خودم و همسرم چه می‌شود. فرزندم روز به روز بزرگ می‌شد و احتیاج به پدر داشت. پسرم تا شش سالگی، پدربزرگش را «بابا» خطاب می‌کرد. تنهایی، دوری از همسر، بی‌خبری … این‌ها سختی‌هایی هست که من در آن سال‌ها همه این‌ها را لمس کردم. خانه و زندگی که با عشق در پایگاه وحدتی درست کرده بودم، رها کردم و برگشتم. یک‌سال بعد به من گفتند که خانه موشک خورده هست. مجبور شدیم تمام اثاث خانه را به تهران منتقل کنیم. به هر تکه از اثاث خانه که نگاه می‌کردم برایم خاطره بود. با خودم می‌گفتم این پرده خانه من هست، این تخت بچه من هست… اما به یکباره هیچ کدام از این‌ها دیگر نبود. من همه این‌ها را از دست داده‌ام. من چطور می‌توانم این‌ها را برای دختران الان که یک به دو می‌شود، همه شمشیرها از رو بسته می‌شود و در دادگاه‌ها هستند، توضیح دهم؟

۱۰ سال در عالم بی‌خبری و انتظار بودم. وقتی آزادگان به کشور بازگشتند، تازه فهمیدیم که شهید لشکری را از سایر اسرا جدا کرده و برده‌اند. اما اینکه کجا برده‌اند را هیچ کس نمی‌دانست. چه بر سر او آمده، تا کی این بردن ادامه دارد؟ تا کی باید منتظر او بمانم؟ آیا زنده هست یا خیر… همه این‌ها سوالاتی بود که من با آنها مواجه بودم. تنها چیزی که می‌تواند یک زن را در این موقعیت نگاه دارد، اصول و اعتقاداتش هست. من یک «بله» به آقای لشکری گفتم و به قول او، چه «بله»ای هم گفتم؛ یک بله پردردسر، اما در مقابلش من یک مرد بزرگ را بدست آوردم. وقتی یک دختر «بله» می‌گوید، هم به شیرینی‌های آن زندگی بله می‌گوید، هم به سختی‌هایش. من با این اعتقاد بزرگ شده بودم، به همین دلیل پای اعتقاداتم ایستادم تا سال ۷۷٫

اولین‌باری که خبر موثقی از شهید لشکری گرفتید چند سال بعد از خبر اسارت ایشان بود؟

خرداد سال ۷۴ اولین نامه از شهید لشکری را دریافت کردم. تا پیش از این تاریخ ما هیچ اطلاعی از شهید لشکری نداشتیم. تنها جسته و گریخته می‌دانستیم که شهید لشکری در اردوگاه ابوغریب به همراه ۵۷ خلبان دیگر نگهداری می‌شد. در سال ۶۷، بعد از قبول قطع‌نامه نیز شهید لشکری را از سایر اسرا جدا کردند و از آن به بعد، کسی از سرنوشت ایشان اطلاعی نداشت. آزادگان که به میهن بازگشتند، فکر می‌کردند که شهید لشکری آزاد شده هست؛ در حالی که اینطور نبود. خود مسئولان هم نمی‌دانستند که چه اتفاقی افتاده هست.

در این مدت گاه پیش می‌آمد که از بازگشت شهید لشکری ناامید شوید؟

بعضی روزها و بعضی از مناسبت‌ها خیلی ناامید می‌شدم؛ به خصوص در عید نوروز. در آن ۱۸ سال بدترین نوروزها را پشت سر گذاشتم. در این مناسبت‌ها خیلی ناامید می‌شدم. تنها امیدم به زندگی فرزندم بود که باید به امید او زندگی می‌کردم. در آخرین‌ دیداری که با شهید لشکری قبل از اسارت ایشان داشتم، بی‌تابی کردم و می‌خواستم که همراه او باشم، اما شهید لشکری به دلیل نبود موقعیت مناسب و شرایط بحرانی جنگ، نمی‌پذیرفت. ایشان در آن دیدار به من گفت که هرگاه که دلت برای من تنگ شد، به علی(فرزند شهید) نگاه کن. 

خانم جعفریان، هرچند کتاب «روزهای بی‌آینه»، کتاب خانم لشکری هست، اما ما در این کتاب دو شخصیت را می‌بینیم که هرکدام برای نگارش یک کتاب جذابیت‌های خاص خود را دارند و داستان زندگی‌شان پرکشش هست. ما ابتدا با منیژه لشکری مواجه می‌شویم که دختری هست که در رفاه بوده و به ناگاه جنگ به اصطلاح بر زندگی او آوار می‌شود؛ و به طور موازی شاهد شخصیت شهید لشکری هستیم. مردی که حاضر نشد برای آزادی وطن خود را بفروشد و با انجام یک مصاحبه چند دقیقه‌ای زندگی خود و خانواده‌اش را از این شرایط نجات دهد. او ۱۸ سال را برای وطن و برای آرمان‌هایش تحمل کرد. کدامیک از این دو شخصیت برای شما به عنوان نویسنده کتاب کشش داشت؟

من سال‌هاست که در حوزه ادبیات پایداری کار می‌کنم، حدود ۱۵ -۱۶ سالی هست که در این زمینه فعالیت می‌کنم. گاه فکر می‌کردم که دیگر فعالیت کردن در این حوزه کافی هست. شاید نگران این بودم که به تکرار رسیده‌ام. روزهای «بی‌آینه» آخرین کار من هست. وقتی این کار را انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که هنوز برای جنگ کار خاصی انجام نداده‌ام. چقدر درهای بسته در این زمینه وجود دارد و ما هنوز در ابتدای راه هستیم.

من با حسین لشکری با کتاب «۶۴۱۰» که تعداد روزهای اسارت اوست،‌ آشنا شدم. این کتاب شامل یادداشت‌های شهید لشکری از دوران اسارت اوست. وقتی این یادداشت‌ها را می‌خواندم، به عنوان یک نویسنده، احساس خجالت می‌کردم که یک خلبان با این سن کم(۲۸ سال) چقدر خوب می‌نویسد. او مگر چقدر کتاب خوانده و چقدر خوب نثر را می‌شناسد؟! به او وقتی در سلول هست، یک سیگار می‌دهند،‌ شهید لشکری با هر پکی که به سیگار می‌زند به یاد خاطراتش در ایران می‌افتد و آن را توصیف می‌کند. یاد شمشادهای خانه پایگاه وحدتی، یاد منیژه … بوی سیگار او را به زندگی پرتاب می‌کند. شاید چنین شروعی را فقط در کتاب‌های مارکز و ادبیات غرب داشته باشیم. فلش بک‌های زیبا در این یادداشت‌ها هر خواننده‌ای را به خود جذب می‌کند. این شخصیت من را تکان داد و در صدد برآمدم که او را بیشتر بشناسم. وقتی با آقای سرهنگی این موضوع را مطرح کردم، پیشنهاد ثبت و نگارش خاطرات همسر شهید لشکری را داد. به گفته سرهنگی؛ کتاب «۶۴۱۰» نتوانسته تمام ابعاد زندگی شهید لشکری را بیان کند. این بود که تصمیم به نگارش کتاب خاطرات همسر شهید لشکری گرفتم؛ البته ناگفته نماند که راوی در ابتدا تمایلی به بیان خاطرات خود نداشت.

در اولین جلسه‌ای که با خانم لشکری داشتم، خسته و ناامید بود و می‌گفت حالا آمدی که چه بشنوی؟ این زندگی برای چه کسی جذابیت دارد؟ خانم لشکری خیلی غمگین بود و کسی که اینطور هست دوست دارد درون‌گرا باشد و در پیله خودش بماند. این من را به عنوان یک نویسنده مضطرب و کارم را سخت می‌کرد. او سال‌ها تنها مانده بود و سال‌ها کسی به سراغش نرفته بود. کسی از او نپرسیده بود که به چه چیزی نیاز دارد؟ به همین دلیل هست که از رابطه صمیمی که الان بین ما ایجاد شده، تعجب می‌کنم و برایم جالب هست.

یکی از نکاتی که من در مدت کار در حوزه ادبیات پایداری آموخته‌ام، این هست که باید ابتدا جنس رنج کسی را که قرار هست از او بنویسم، بشناسم. کسی که محقق و خبرنگار هست، اجازه ندارد احساساتش را در کار دخیل کند. من پس از صحبت با خانم لشکری، دوباره کتاب «۶۴۱۰» را سطر به سطر مطالعه کردم و پای این کتاب اشک ریختم. در خلوت خودم با خانم و آقای لشکری نزدیک شدم و انگار حسین و منیژه را می‌شناختم. احساس می‌کردم که جنس رنج خانم لشکری را می‌شناسم. به عنوان نمونه، خانم لشکری می‌گفت که بعد از اینکه چند عاشورا گذشت و خبری از شهید لشکری نشد،‌ در دلش به امام حسین(ع) گفت که من دیگر پای دیگ نذری شما نمی‌آیم تا از حسین برایم خبری برسد. احساس می‌کردم که من جنس این رنج‌ها را می‌شناسم. چقدر جنس رنج‌های ما به هم نزدیک هست. وقتی به سراغ خانم لشکری می‌رفتم، بی‌آنکه حرفی بزنم، احساس می‌کردم که او همدلی من را متوجه می‌شود. از لحاظ درونی به او نزدیک شده بودم. ارتباط درونی پیدا کرده بودم و این به شروع کار کمک می‌کرد. اعتماد خانم لشکری کم‌کم به من جلب شد و فکر می‌کنم از جلسه سوم به بعد، یک احساس صمیمیتی بین ما ایجاد شده بود. حس می‌کردیم که حرف همدیگر را می‌فهمیم.

من تا پیش از این درباره زنانی کار کرده بودم که ایدئولوگ و انقلابی بودند. زندگی و دانشگاه را برای حضور در جنگ تحمیلی ترک کرده و با انتخاب قدم در این راه گذاشته بودند. افرادی مانند خانم فاطمه ناهیدی که تحصیل در آمریکا را برای حضور در جبهه ترک کرده و به ایران آمده بود. اما برای کتاب «روزهای بی‌آینه» به ناگاه با زنی مواجه شدم که عاشق زندگی‌اش بود و جنگ به مثابه یک حادثه طبیعی مانند سیل  و طوفان زندگی‌اش را به هم زده و با خود برده بود. وقتی زنی با این ویژگی‌ها با جنگ روبرو می‌شود،‌ نوشتن از او خیلی پیچیده هست. در ذهنش هیچ داده و ایده‌ای ندارد و این راه را انتخاب نکرده هست. منیژه لشکری یک جوان آمریکا رفته خوش‌تیپ و با وجهه اجتماعی بالا را انتخاب کرده هست، نه یک فرد معمولی دیگر را. اولین کاری که می‌کند این هست که در آن شرایط تخت و مبلمان می‌خرد. دوست دارد که زندگی مدرنی داشته باشد، اما به ناگاه با پدیده جنگ روبرو می‌شود. برای من جنس انتظار و صبوری چنین زنی در مقایسه با زنانی که با انتخاب و ایدئولوژی قدم در این راه گذاشتند، خیلی اجل بود. وقتی زنی با این دیدگاه صبر می‌کند و صبوری کردن را یاد می‌گیرد، دنبال نجات جوانی‌اش بر نمی‌آید،‌ در پی این نیست که با بی‌قراری همه را از خودش براند و… برایم زیبا بود. من در مقدمه کتاب هم نوشته‌ام که این زن در پی نجات آرزوهای برباد رفته و جوانی‌اش بر نیامده هست، برخلاف دختران امروز. او سعی کرد همه چیز را در فرزندش ببیند، مادری کند و منتظر بماند. داستان زندگی منیژه لشکری و نوع نگاه او به جنگ، یک در تازه در ادبیات دفاع مقدس بود.  «روزهای بی‌آینه» داستان زنی هست که ناخودآگاه و ناخواسته در تندباد و طوفان جنگ قرار گرفته و خوب صبر می‌کند و خوب فرزندش را تربیت می‌کند. زمانی هم که همسرش بازمی‌گردد با وجود تفاوت دیدگاهی باز کنارش می‌ماند.

یکی از انتقاداتی که به کتاب خاطرات نوشته شده توسط نویسندگان زن وارد هست، احتمال ورود احساسات به یک ماجرای تاریخی و انحراف آن به سمت پرداختن بیشتر به احساسات و عواطف هست. یعنی اینطور عنوان می‌شود که اگر نویسنده این خاطرات زن هست، احتمال دارد که واقعه تاریخی و خاطرات تحت‌الشعاع احساسات قرار بگیرند. نظر شما در این رابطه چیست؟

پیکان این نقد به سمت من هم هست، چون کتاب قبلی من با عنوان «همه سیزده سالگی‌ام» درباره مهدی طحانیان هست؛ آزاده‌ای که چند سال طعم اسارت را چشیده هست. من صحبت شما را هم می‌پذیرم و هم نه. اگر قرار باشد یک محقق جوان با نگاهی که زیربنای تاریخی ندارد و تاریخ جنگ و ادبیات پایداری را نمی‌شناسد، به سراغ پرداختن این موضوعات برود، نتیجه مطلوبی حاصل نمی‌شود. فرقی نمی‌کند که این نویسنده مرد باشد یا زن. اینجا موضوع جنسیت مطرح نیست. اما وقتی نویسنده‌ای مانند من که فقط ۱۰ سال هست در حوزه ادبیات اردوگاهی فعالیت می‌کند، به سراغ نگارش خاطرات یک اسیر می‌رود، تلاش می‌کند تا او را به چالش بکشد و می‌داند که با او از چه زاویه دیدی وارد گفت‌وگو شود. در اینجا احساسات زنانه مطرح نیست و معنایی ندارد. شما به عنوان یک محقق روبروی این فرد نشسته‌اید. از مهدی طحانیان دو کتاب «سرباز کوچک امام(ره)» و «همه سیزده‌ سالگی‌ام» منتشر شده هست. به گفته طحانیان، آنچه در «همه سیزده سالگی‌ام» ثبت شده، خود اوست. همسرش همسرش بعد از مطالعه این کتاب گفت که من تو را در این کتاب می‌بینم. من طحانیان را برای نگارش این اثر، به چالش کشاندم و سعی کردم که او روبروی خودش بایستد. در جست‌وجوی این بودم که وقتی در خاطراتش می‌گوید که از محمودی، از نیروهای عراقی در اردوگاه، نمی‌ترسید، واقعاً نمی‌ترسید یا اداعا می‌کند؟ واقعاً طحانیان وقتی محمودی پشت کمر  او که یک پسر ۱۳ ساله هست، می‌نشست و سیگارش را روی گوش او روشن می‌کرد، نمی‌ترسید، بدنش نمی‌لرزید یا دارد ادعا می‌کند؟ اگر می‌گفت نه، به او زمان می‌دادم که فکر کند و بعد درباره‌اش صحبت کنیم. می‌خواستم او به عنوان راوی خاطرات از این فضاها به راحتی نگذرد.

از این جهت، صحبت شما را نمی‌پذیرم. مهم این هست که محقق بداند که مهمترین دغدغه‌ فردی که روبروی او نشسته چیست. آنگاه می‌تواند به درون او نقب بزند. من وقتی به سراغ خانم لشکری رفتم، متوجه شدم که دغدغه و رنج خانم لشکری چیست. آنچه که او را خیلی رنج می‌داد این بود که او زنانگی و جوانی نکرده هست. خودش را تا یک سال در آینه نگاه نمی‌کند و دلش نمی‌خواهد به خودش برسد، چون او یک زن هست و مردش که همانند آینه اوست، در کنارش نیست. اجازه دادم که این زنانگی در کتاب کار شود. اجازه دادم که او بیشتر از اینکه راجع به انتظار و استقامت_ که کلیدواژه‌های ما در ادبیات پایداری هست، راجع به زنانگی‌اش حرف بزند. برخی از محققان می‌گویند که چقدر فضای این کار زنانه هست؟ برای اینکه رنج و دغدغه منیژه لشکری متفاوت و زنانه هست، رنجش این بود که زیبایی و زنانگی‌اش را از دست داد. از بیست و پنچ سالگی شروع به عکس گرفتن از خودش کرد تا وقتی همسرش به کشور بازگشت به او بگوید که در بیست و پنج سالگی، سی سالگی و … چه شکلی بود.  خانم لشکری یک زن هست که دوست دارد زندگی کند. فاطمه ناهیدی وقتی می‌گوید که من رفتم جنگ، او زنانگی‌اش را کنار گذاشته هست. این موضوع برای او الفبای مبارزه هست. یک محقق قبل از اینکه احساساتش را دخیل کند،‌ باید جنس آنچه را که می‌خواهد راجع به آن صحبت کند،‌ بشناسد. احساسات در این کار راه نمی‌یابد. وقتی می‌بینم که ۸۰ درصد دغدغه منیژه لشکری این هست که زندگی و جوانی‌اش را از دست داده هست و دلش هم برای خود و هم برای همسرش می‌سوزد و فکر می‌کند که جوانی و زنانگی‌اش بیهوده گذشته در حالی که می‌توانست در کنار همسرش یک زن کامل باشد. من هم در کتاب به همین می‌پردازم. در «روزهای بی‌آینه» هم صبوری هست، هم استقامت هست، هم فداکاری و عشق هست، اما فضای کتاب زنانه هست.

  • تاریخ : ۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : فاطمی

به گفته خبرنامه فاطمی، در این بیانیه آمده هست:

«سازمان مدیریت کشتی کشور از اینکه وزارت ورزش و جوانان پس از رقابت‌های جهانی فرانسه، به فکر ورزش ملی کشور افتاد، خرسند هست، چون متأسفانه در تمامی موفقیت‌های کشتی ایران در چند سال گذشته، از کسب مدال طلا در کشتی آزاد المپیک پس از ۱۶ سال تا قهرمانی تیم‌های نوجوانان و جوانان فرنگی در جهان برای اولین بار، قهرمانی و نایب قهرمانی‌های متعدد کشتی آزاد در جهان، قهرمانی و نایب قهرمانی تیم ملی کشتی فرنگی در مسابقات جهانی و قهرمانی‌های پیاپی تیم‌های ملی کشتی آزاد و فرنگی در جام‌های جهانی و در مسابقات قاره‌ای و … کسی پیگیر دلایل کامیابی‌های کم‌نظیر تیم‌های کشتی ایران در سطح جهان نبود و ورزش ملی کشور تا امروز سهمی در تبریک و ملاقات با رئیس جمهور نداشت و همواره با مشکل ضیق وقت دوستان روبه‌رو بوده هست. نکته جالب اینکه حتی در قهرمانی تیم ملی کشتی فرنگی جوانان ایران در جهان (حدود ۲۰ روز پیش برای اولین بار) و نایب قهرمانی تیم ملی کشتی بزرگسالان فرنگی در فرانسه (هفته گذشته) و طلای حسن یزدانی در مسابقات جهانی فرانسه (در سه روز اخیر)، کسی برای ادای خدا قوت و تبریک به کشتی‌گیران جوان و بزرگسال، فرصت حضور در فرودگاه را نیز نداشت.

به‌هر حال خرسندیم امسال که فدراسیون کشتی ایران، پای مسابقات انتخابی تیم ملی ایستاد و هزینه حضور ۱۰ کشتی‌گیر از ۱۶ کشتی‌گیر تیم‌های ملی کشتی آزاد و فرنگی را که برای اولین بار در مسابقات جهانی شرکت می‌کردند به جان خرید، این بستر فراهم شده هست که وزارت ورزش و جوانان یادی هم از ورزش ملی کشور نماید و به دنبال ورود به مسائل فنی و تخصصی کشتی کشور باشد.

فدراسیون کشتی اعلام می‌دارد مسئولیت نظارت بر تیم‌های ملی کشتی آزاد برعهده شورای فنی تیم‌های ملی کشتی با حضور پیشکسوتان و قهرمانانی همچون استاد منصور برزگر، قهرمان جهان، نایب قهرمان المپیک و سرمربی و مدیر سابق تیم‌های ملی، استاد ابراهیم جوادی، دارنده مدال برنز المپیک و چندین مدال طلای جهان و مربی سابق تیم ملی، آقای علی بیات، مربی سابق تیم ملی، آقای محمدحسین محبی، دارنده مدال نقره جهان و رئیس هیئت کشتی کرمانشاه، آقای عسکری محمدیان، دارنده دو مدال نقره المپیک و یک مدال نقره جهان و مربی سابق تیم ملی، آقای حسن حمیدی، قهرمان آسیا و مربی سابق تیم ملی و دکتر مجید خدایی، دارنده مدال برنز جهان و سرمربی سابق تیم ملی کشتی آزاد جوانان می‌باشد که به‌زودی جلسات خود را با حضور کادر فنی برگزار و پس از آن گفته ارزیابی و نظارت کارشناسی خود را به اطلاع مردم عزیز ایران که بزرگ‌ترین سرمایه کشتی کشور هستند، خواهد رساند.

سازمان مدیریت ورزش کشور قطعاً پاسخگویی به مردم را وظیفه و رسالت خود می‌داند و بر آن تأکید دارد».

آخر مطلب/

  • تاریخ : ۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغات

طرز تهیه خورش کنگر با گوشت

در ادامه این مطلب از آشپزی فارسی ها طرز تهیه خورش کنگر با گوشت را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

خورش کنگر یکی از غذاهای محبوب و خوشمزه ایرانی می باشد .

طرز تهیه خورش کنگر با گوشت

طرز تهیه خورش کنگر با گوشت

این غذای خوشمزه همچنین خواص بسیار زیاد و مفیدی برای بدن دارد .

مدت زمان آماده سازی و پخت آن ۲ ساعت می باشد .

مقادیر زیر برای ۴ نفر می باشند .

مواد لازم :

گوشت نیم کیلو

پیاز ۱ عدد

کنگر ۱ کیلوگرم

آب غوره ۲ قاشق غذاخوری

رب گوجه ۱ قاشق سوپ خوری

روغن ، فلفل سیاه ، زردچوبه و نمک به مقدار لازم

طرز تهیه :

ابتدا پیاز را خرد کنید .

گوشت را به اندازه دلخواه برای خورش خرد کنید .

تیغ های کنگرها را جدا کرده و خرد کنید .

در یک قابلمه مقداری روغن ریخته و پیاز را در آن تفت دهید .

گوشت را در قابلمه ریخته و تا تغییر رنگ دادن آنها تفت دهید .

چند لیوان آب در قابلمه ریخته و در قابلمه را ببندید .

صبر کنید تا گوشت روی حرارت پایین به خوبی پخته شود .

در یک ماهیتابه مقداری روغن ریخته و کنگرها را در آن تفت دهید .

سپس کنگرها را در داخل قابلمه بریزید .

در آخر فلفل سیاه ، زدرچوبه ، آب غوره ، رب گوجه و نمک ها را اضافه کنید .

حالا صبر کنید تا خورش جا بیفتد .

با برنج میل کنید .

نوش جان !

همچنین در فارسی ها طرز تهیه خورش قیمه را بخوانید .

نوشته طرز تهیه خورش کنگر با گوشت اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغات

ماجرای اختلاس ۸۰۰ میلیونی از تیم لیگ برتر توسط یک زن

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها قصد داریم به ماجرای اختلاس ۸۰۰ میلیونی یک خانم از یک تیم لیگ برتر بپردازیم .

ماجرای اختلاس 800 میلیونی از تیم لیگ برتر توسط یک زن

ماجرای اختلاس ۸۰۰ میلیونی از تیم لیگ برتر توسط یک زن

طبق گزارشات یک خانم از یک تیم لیگ برتر تهرانی مبلغی پول اختلاس کرده است .

او پس از اختلاس ایران را ترک نمود .

این خانم ۵ ماه قبل تواسط یکی از مقامات اجرایی باشگاه در امور مالی باشگاه استخدام شد .

یک منبع آگاه درباره این موضوع گفت :

معمولا بانک برای چک های بالای ۵۰ میلیون تومان از مدیر مالی باشگاه استعلام می گرفت ولی این بار برای ۴ فقره چک که مجموع آن بیش از ۸۰۰ میلیون تومان بوده استعلالم گرفته نشد و کارمندان امور مالی باشگاه توانسته اند امضای مدیرعامل را روی چک ها جعل کرده و با مراجعه به بانک آنها را وصول کنند .

خانم فراری اختلاس کننده با مبلغی حدود ۳۸۴ میلیون تومان ایران را ترک کرده و مابقی این پول به حسابی بانکی منتقل شده که مسئولان باشگاه در حال ردیابی اطلاعات مربوط به صاحب حساب و ارتباط با آن با کسانی هستند که این فاجعه مالی را رقم زده اند .

رکنا

نوشته ماجرای اختلاس ۸۰۰ میلیونی از تیم لیگ برتر توسط یک زن اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : فاطمی

به گفته گروه بین الملل خبرنامه فارس، «جان بولتون»  سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل که به شدت مخالف برجام هست و همچنین خواستار راه‌اندازی کمپینی هماهنگ برای باطل کردن توافق هسته‌ای شده هست طی یادداشتی که روز دوشنبه (دیروز) در «نشنال ریویو» منتشر شد، گفت که علیرغم آنکه زمانی به طور مداوم به «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا دسترسی داشته هست اما دیگر نمی‌تواند با وی جلسه داشته باشد.

بولتون، رایزنی‌های بی‌سر و صدا با بازیگران اصلی نظیر «انگلیس، فرانسه آلمان، اسرائیل و عربستان سعودی» را اولین محور چنین کمپینی خوانده و نوشته هست که واشنگتن باید این طرف‌ها را از برنامه خود برای خروج از برجام مطلع کند.

وی، ارائه اطلاعات محرمانه درباره مضر بودن برجام برای منافع آمریکا، رایزنی‌های دیپلماتیک در منطقه و اقدامات دیپلماسی عمومی توسط کنگره را بخش‌های دیگر این کمپین توصیف کرده و نوشته هست: «ما باید اقدام کرده و دیگران را هم به انجام مسئولیت‌هایشان ترغیب کنیم.»

وی در پاسخ به «پولتیکو» اینگونه گفت: «من خواستار دیدار با وی (ترامپ) شدم اما مورد مخالفت قرار گرفت».  با اینحال، بولتون حاضر به ارائه جزئیات بیشتر در این رابطه نشد.

سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل در حالی به پولتیکو چنین پاسخی داده هست که در یادداشت خود اخراج برخی از مشاوران ارشد ترامپ از کاخ سفید در روزهای گذشته را با موضوع سیاست رئیس‌جمهور در قبال برجام مرتبط دانسته و  گفت که با مشاوران باقی‌مانده احتمالاً رساندن طرح به دست ترامپ غیرممکن خواهد بود.

وی در این یادداشت نوشته هست: «من این شبه‌مقاله درباره ایران را برای استفاده عمومی در اختیار قرار می‌دهم، چرا که با تغییرات کارکنان کاخ سفید، ارائه آن به تیم ترامپ غیرممکن خواهد بود. اگرچه ترامپ زمانی آنقدر لطف داشت که به من می‌گفت ‘هر موقع خواستی بیا اینجا و من را ببین’، اما فکر کنم آن روزها تمام شده‌اند.».

کاخ سفید در خصوص این خبر هنوز واکنشی نشان نداده هست.

از زمان روی کار آمدن ترامپ، تغییراتی اساسی در کاخ سفید رخ داده و بسیاری از مشاوران وی از جمله «رینس پریباس» و «استیو بنن» و دیگر مشاورانش که همگی مواضعی ضدبرجام داشتند اخراج شدند و از طرف دیگر بسیاری از مقامات دولت ترامپ از جمله «هربرت مک مستر» مشاور امنیت ملی کاخ سفید، «جیمز متیس» وزیر دفاع آمریکا و «رکس تیلرسون» وزیر خارجه آمریکا معتقدند که برجام باید حفظ شود.

آخر مطلب/م

صفحه 6 از 48
»... قبلی 234567891011 بعدی 203040...«