عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

سریال شکوه یک زندگی یک سریال بسیار زیبای ۱۵ قسمتی است که در سال ۹۶ از شبکه دو پخش می شود .

این سریال دیدنی زندگی همسر یحیی را روایت می کند که به تنهایی بار زندگی خود و فرزندانش را به دوش می کشد .

بیتا سحرخیز بازیگر نقش نارگل در سریال شکوه یک زندگی است .

در ادامه شما عزیزان را به دیدن عکس های جدید نارگل دعوت می کنیم .

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (1)

نارگل در سریال شکوه یک زندگی

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (2)

عکس های جدید نارگل در سریال شکوه یک زندگی

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (3)

بازیگر نقش نارگل در سریال شکوه یک زندگی

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (4)

بازیگر نارگل در سریال شکوه یک زندگی

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (5)

بیتا سحرخیز

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (6)

بیتا سحرخیز در نقش نارگل

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (7)

بیتا سحرخیز در سریال شکوه یک زندگی

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (8)

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (9)

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (10)

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (11)

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (12)

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (13)

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (14)

عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی (15)

همچنین در فارسی ها شما را به خواندن بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر نقش نارگل دعوت می کنیم :

بیوگرافی بیتا سحرخیز

نوشته عکس های نارگل در سریال شکوه یک زندگی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها عکس های جدید و بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (10)

بیوگرافی بیتا سحرخیز

بیتا سحرخیز متولد ۲۱ آذر ماه ۱۳۶۱ در تهران می باشد .

او فارغ التحصیل رشته کارشناسی دبیری است .

از کودکی به بازیگری و هنر بسیار علاقه داشت اما خانواده اش اهل هنر نبودند و با ادامه هنر او موافقت نمی کردند .

بیتا سحرخیز کلاس های بازیگری را نزد امین تارخ گذراند .

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (11)

او در سال ۱۳۸۵ فعالیت حرفه ای خود در سینما را با بازی در فیلم سینمایی نسکافه داغ داغ شروع کرد .

همچنین در همین سال در فیلم فقط چشم هایت را ببند بازی کرد اما این فیلم توقیف شد .

در سال ۱۳۸۶ از طرف امین تارخ معرفی شد تا در سریال راه بی پایان نقش مینا را بازی کند .

بیتا سحرخیز با ایفای نقش در سریال ترانه مادری در سال ۱۳۸۷ شناخته شد و به شهرت رسید .

در سال ۱۳۹۵ در سریال ماه و پلنگ نقش ملکا را بازی کرد .

پس از آن در سال ۱۳۹۶ در سریال شکوه یک زندگی نقش نارگل را ایفا کرد و خوش درخشید .

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (12)

بیتا سحرخیز

بیتا سحرخیز مجرد بوده و ازدواج نکرده است .

او برای گذراندن اوقات فراغت خود به عکاسی علاقه دارد .

او در سریال شکوه یک زندگی ، ماه و پلنگ ، مهمانان ویژه ، گام های معلق ، ترانه مادری ، نون و ریحون و … به ایفای نقش پرداخت .

همچنین در ادامه عکس های جدید بیتا سحرخیز را میبینید .

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (1)

عکس های بیتا سحرخیز

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (9)

جدیدترین عکس های بیتا سحرخیز

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (8)

زندگینامه بیتا سحرخیز

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (7)

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (6)

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (5)

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (4)

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (3)

بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش (2)

همچنین در مجله فارسی ها بیوگرافی عبدالرضا اکبری را مطالعه فرمایید .

نوشته بیوگرافی بیتا سحرخیز بازیگر و همسرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : فاطمی

به گفته گروه بین‌الملل خبرنامه فارس، «نیکی هیلی» نماینده آمریکا در سازمان ملل روز پنج‌شنبه به موضع دولت روسیه در مورد یکی از بندهای توافق هسته‌ای با ایران واکنش نشان داد.

هیئت نمایندگی آمریکا در سازمان ملل با اشاره به موضع دولت روسیه در مورد بند T ضمیمه نخست برجام، به نقل از هیلی نوشته هست: «اگر برجام قرار هست معنایی داشته باشد، همه باید درکی مشترک از تمام بندهای آن داشته باشند.»

هیلی افزود: «ایران اجازه بازرسی از سایت‌های نظامی را نمی‌دهند، در حالی که آژانس می‌گوید نباید تفاوتی میان سایت‌های نظامی و غیرنظامی باشد.»

وی ادامه داد: «به نظر می‌رسد که برخی کشورها می‌خواهند از ایران در برابر بازرسی‌های بیشتر محافظت کنند. در نبود بازرسی‌ها، توافق هسته‌ای، یک وعده پوچ هست.»

از هفته‌ها پیش همزمان با تلاش‌های دولت «دونالد ترامپ» در آمریکا برای یافتن راهی جهت افزایش فشار به ایران از مسیر برجام، چندین اندیشکده از جمله موسسه «علم و امنیت بین‌الملل» که از مخالفان سرسخت توافق هسته‌ای هست، استناد به بند T ضمیمه نخست برجام را به عنوان راه حل مطرح کرده‌اند.

این موسسات می‌گویند این بند که برخی اقدامات از جمله استفاده از برخی اقلام با کاربری دوگانه و برخی شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای را محدود می‌کند، ساز و کار نظارتی مناسبی ندارد و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید برای حصول اطمینان از اجرای این بند، مجموعه گسترده‌ای از مراکز غیرهسته‌ای ایران را مورد بازرسی قرار دهد.

«یوکیا آمانو» مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی این هفته تحت این فشارها از کمیسیون مشترک برجام خواست در مورد نحوه راستی‌آزمایی بند T شفاف‌سازی کند. 

در واکنش به این موضع آمانو، روسیه تأکید کرد که اظهار نظر در این رابطه در حوزه اختیارات آژانس نیست و مدیر کل باید بر اساس وظایف تعیین‌شده در برجام موضع‌گیری کند.

آخر مطلب/ق


عضویت در کانال تلگرامی بین‌الملل و سیاست خارجی فارس

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (8)

بیوگرافی عبدالرضا اکبری

عبدالرضا اکبری متولد ۱۴ فروردین ماه ۱۳۳۲ در کرمان می باشد .

او دیپلم رشته تجربی را دارد .

عبدالرضا اکبری حرفه بازیگری را قبل از انقلاب آغاز کرد .

او از ۱۶ سالگی وارد کانون پرورش فکری شد و در سال ۱۳۴۷ گروه تئاتر نجف آباد را به کمک دوستانش تاسیس کرد .

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (1)

اولین مربی آنها در تئاتر داریوش مودبیان و پس از آن بهزاد فراهانی بود .

آنها تا سال ۱۳۶۰ فعالیت خود را در زمینه تئاتر ادامه دادند .

با منحل شدن گروه عبدالرضا اکبری وارد تلویزیون شد و در چندین تله تئاتر شرکت کرد .

پس از آن به سینما راه یافت و در بسیاری از فیلم و سریال ها به ایفای نقش پرداخت .

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (2)

در سال ۱۳۶۳ در فیلم سینمایی دوله تو به کارگردانی رحیم رحیمی پور وارد سینما شد .

عبدالرضا اکبری درکنار حرفه بازیگری در دانشگاه ، رشته هنر و بازیگری را تدریس می کند .

به دلیل مشغله کاری نمی تواند هر کاری را بازی کند و بسیار گزیده کار می کند .

در زندگی مشترک بسیار صادق است و همیشه سر حرف خود می ماند .

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (3)

عبدالرضا اکبری

درکنار بازیگری در تئاتر به کارگردانی در تئاتر هم علاقه دارد و چندین فعالیت هم در این زمینه داشته است .

عبدالرضا اکبری در دو فیلم سینمایی نقش حضرت امام خمینی (ره) را بازی کرد .

او معتقد است بازی در نقش شخصیت های معاصر و محبوب بسیار سخت است .

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (4)

عبدالرضا اکبری بسیار به خوردن تنقلات و هله هوله علاقه دارد  و عاشق لواشک ، آلوچه و قرقروت است .

انجام حرکات کششی ، پیاده روی ، دویدن و شنا کردن را بصورت یک شب در میان انجام می دهد .

عبدالرضا اکبری دو پسر با نام های عرفان و پندار دارد .

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (5)

زندگینامه عبدالرضا اکبری

پندار بازیگر است و در رشته عکاسی تحصیل کرده است عرفان هم رشته روابط عمومی را دنبال کرده است .

از جمله سریال های عبدالرضا اکبری می توان سریال شکوه یک زندگی ، معمای شاه ، شیوع ، دلنوازان و … را نام برد .

در ادامه شما عزیزان را به دیدن عکس های جدید عبدالرضا اکبری دعوت می کنیم .

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (6)

عکس های عبدالرضا اکبری

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (13)

عبدالرضا اکبری

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (12)

عکس های اینستاگرام عبدالرضا اکبری

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (11)

جدیدترین عکس های عبدالرضا اکبری

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (10)

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (9)

بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش (7)

همچنین در مجله آنلاین فارسی ها بیوگرافی الهام جعفرنژاد را بخوانید .

نوشته بیوگرافی عبدالرضا اکبری بازیگر و همسرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : فاطمی

به گفته خبرنامه فاطمی، آرسن ونگر، سرمربی آرسنال پس از برتری ۴ بر۲ تیمش مقابل باته بوریسف در هفته دوم مرحله گروهی رقابت‌های لیگ اروپا از عملکرد جک ویلشر و سایر بازیکنان تیم خودش ستایش کرد.

 او گفت: ویلشر در نیمه اول فوق العاده بود و تا پایان بازی در زمین جنگید. او در مسیر خوبی برای بازگشت به بهترین شرایطش قرار دارد و این موضوع را در بازی با باته نشان داد.جک در دوران پختگی بسر می‌برد. در این سن معمولا بازیکنان بهترین بازی خودشان را ارائه می‌کنند. مصدومیت‌های فراوان باعث توقف او شده بود و  آرزو می‌کرد بار دیگر آسیب نبیند. ویلشر نشان داد کیفیتش را از دست نداده هست.

ونگر درباره بازی تیمش افزود:  در مجموع ترکیبی از بازیکنان باتجربه و جوان را به میدان فرستادم. با ضرباهنگ خوبی ظاهر شدیم و  ۶۵ دقیقه این روند را حفظ کردیم اما ۲۵ دقیقه پایانی بازی کمی دشوار شد. البته از نمایش تیم راضی هستم. 

آخر مطلب/

  • تاریخ : ۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : فاطمی

به گفته گروه بین‌الملل خبرنامه فارس، سرکرده داعش در فایل صوتی گفت که آمریکا قدرت خود را از دست داده هست.

خبرنامه اعماق وابسته گروه تروریستی داعش فایل صوتی منتشر کرده هست که در آن ابوبکر البغدادی، سرکرده داعش سخنرانی می‌کند.

بغدادی در این پیام صوتی عناصر داعش را به استقامت و صبر در برابر دشمنان فراخواند.

سرکرده داعش می‌گوید دولت آمریکا دچار ضعف شده و متحمل قرض‌های زیادی هست.

بغدادی گفت، روسیه از از ضعف آمریکا سوء استفاده کرده و پرونده سوریه را به دست گرفته هست.

سرکرده گروه تروریستی داعش در بخش از پیام خود به مسائل و مناقشات در شبه جزیره کره اشاره کرد و گفت که کره شمالی با قدرت اتمی خود، کابوسی برای آمریکا و ژاپن شده هست.

بغدادی به ترکیه اشاره کرد و گفت که مقامات این کشور از گسترش نفوذ کردها و تمایل آن‌ها به استقلال و جدایی در این کشور نگرانند.

ابوبکر بغدادی گفت «درگیری‌ کردها با ترکیه حتمی هست. ترکیه به دلیل مخالفت اربابان آمریکایی و اروپایی خود، نمی‌تواند آن‌ها را سرکوب کند».

سرکرده داعش در بخشی از سخنان خود که اظهارات مقامات عربستان را تداعی می‌کند، مدعی شد که ایران به دنبال اشغال مکه و مدینه و چپاول نفت منطقه خلیج فارس هست.

وی همچنین مدعی شد که ایران به دنبال سیطره بر یمن هست.

ابوبکر بغدادی گفت که عناصر داعش همان‌گونه که در موصل، رقه، حماه و دیرالزور جنگیدند و خون‌ها ریختند، در آینده نیز دشمنان خود را شکست خواهند داد.

وی همچنین اهل سنت عراق و سوریه را به اقدام علیه شیعیان و ایران تحریک کرد.

بغدادی از عناصر تروریستی داعش خواست مبادا به فکر تسلیم باشند یا خود را شکست خورده ببینند.

سرکرده گروه تروریستی از عناصر و حامیان خود خواست در هر مکانی هستند به دشمنان خود حمله کنند.

آخر مطلب/


عضویت در کانال تلگرامی بین‌الملل و سیاست خارجی فارس

 

  • تاریخ : ۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : فاطمی

به گفته مشرق، همزمان با فرارسیدن ماه محرم، ماه غم و انده شهادت جانسوز امام حسین(ع) و ۷۲ تن از یاران باوفای ایشان، حجت‌الاسلام حسین انصاریان، محقق، مفسر و پژوهشگر قرآنی به بیان سخنانی در این خصوص پرداخته هست.

مشروح این سخنرانی که در شب گذشته (چهارشنبه ۵ مهرماه) در حسینیه حضرت ابوالفضل(ع) برگزار شده هست را در ادامه می خوانیم:

زیارت وارث یک آینه هست که تمام کمالات و ارزش‌های وجود مبارک ابی‌عبدالله‌الحسین(ع) را نشان می‌دهد؛ البته یک‌نفر باید تخصصی از روی این آینه پرده بردارد که بتوان جمال عقلی و روحی و فکری و اخلاقی و عملی ابی‌عبدالله را دید. من حدود هفت‌سال و فقط با کمک خدا با لطف او، عبارت «السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ» را توضیح داده‌ام. بیش از هفتاد جلسه شده هست و از خداوند امید دارم تا به من توفیق بدهد که بقیهٔ این زیارت را هم برای شما عاشقان و مؤمنان تا هر وقتی که بشود و در هر جلسه‌ای که بشود، بگویم. به‌نظرم با اتمام توضیح زیارت، پنج جلد کتاب پانصد صفحه‌ای بشود.

در رابطهٔ با «یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ»، آیات قرآن را دربارهٔ کمالات آدم، که آیات بسیار فوق‌العاده‌ای هست، بررسی کرده‌ و آن کمالات را از وجود مبارک ابی‌عبدالله بیان کرده‌ام که برای مردم روشن شود ارث‌بری حضرت از آدم به چه کیفیت بوده هست. نوح را هم همین‌طور، هم آیات و هم روایات مربوط به نوح را کاملاً دیده‌ و بررسی کرده‌ام و کمالات این اولین پیغمبر اولواالعزم را از روح پاک ابی‌عبدالله توضیح داده‌ام.

حدود سه‌سال هست که در جملهٔ «یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ» معطل هستم و تمام نشده هست. به سه آیهٔ پایانیِ سورهٔ نحل دربارهٔ ابراهیم رسیده‌ام که پروردگار عالم خیلی روشن، کمالات ابراهیم و نتیجهٔ کمالات را بیان کرده هست. متن این سه آیه را خوانده‌ام، اما به توضیح کاملش نرسیده‌ام و امشب هم نمی‌خواهم آن سه آیه را بخوانم، بلکه امشب می‌خواهم یک مطلبی را از قرآن مجید برای شما بگویم که کلاً پروردگار عالم، مردم تاریخ را به دو بخش تقسیم کرده هست.

البته ما عناوین مختلفی را در این دو بخش می‌بینیم که به ظرفیت‌ها و مقدار ارزش‌ها و کمالات مربوط هست، ولی مجموعاً جامعهٔ انسانی، از زمان آدم تا حالا دو بخش بوده هست: یک بخش بندهٔ واقعی خدا بوده‌اند که تعداد نفرات این بخش کم هستند و این کم‌بودنشان را هم قرآن بیان می‌کند. برای نمونه، یک آیه‌اش: «اعْمَلُوا آلَ دَاوُدَ شُکراً»، این از آیات بسیار مهم قرآن هست که خدا این مطلب را در زمان انبیای بنی‌اسرائیل خطاب کرده، ولی بعداً در قرآن نقل کرده که من به آل ‌داود یعنی سلیمان و فرزندان و نوه‌ها و نتیجه‌ها خطاب کردم که اگر اهل شکر هستید، یعنی این مجموع نعمت‌های مادّی و معنوی را که به شما عنایت کرده‌ام.

نعمتْ «مِن الله» هست و کس دیگری به ما نعمت نداده هست. ما در رَحِم مادر نُه‌ماه از نطفه‌مان تا وقتی جنین کامل شدیم نعمت‌خور بوده‌ایم. نطفهٔ ‌ما هم غذاخور بوده هست، یعنی در حدّ ظرفیت خودش می‌خورده و اگر نمی‌خورده، به علقه و مضغه تبدیل نمی‌شد، به اسکلت تبدیل نمی‌شد، گوشت بر روی اسکلت روییده نمی‌شد، سر و دست و شکم و امعا و احشا درست نمی‌شد؛ اینها از طریق خوردن به وجود آمده‌اند.

خب این نعمت را در آن تاریک‌خانه (قبل از اینکه دانشمندان اروپا پی ببرند که جنین در پشت سه‌تا تاریکی قرار دارد، قرآن مجید گفته «فی ظلمات ثلاث» و اسم می‌برد) و پشت آن سه تاریکی، چه‌کسی روزیِ جنین را می‌داده هست؟ اصلاً آن‌وقتی که ما آنجا بودیم، چه‌کسی به ما روزی می‌داده هست؟ پدرمان که به ما دسترسی نداشته و ما پشت سه‌تا تاریکی بوده‌ایم، مادرمان هم برای روزی دادن به ما دسترسی نداشته هست. معلوم نیست چندمیلیارد چرخ در این عالم می‌گشت که بعد از گشتن چندمیلیارد چرخ و برخاستن بخار آب از دریا و تشکیل ابر و برف و باران و رود و چشمه و قنات و دانه‌های نباتی و کاشته‌شدن و درآمدن و علف‌های بیابان و خوردن حیوانات حلال گوشت، این مجموعه به‌وجود بیاید. پدر ما به قصابی و بقالی برود و بخرد و بیاورد، آتشی باشد که اینها را بپزد، دندانی باشد که خرد کند، مری باشد که پایین ببرد، معده‌ای باشد که هضم بکند و بعد نطفه‌ای در صُلب پدر و رحم مادر درست شود، ما چندساعت پیش پدرمان باشیم و بعد به رحم انتقال پیدا بکنیم؛ سپس از طریق کانال وجود مادر و با گرفتن از این چندمیلیارد چرخ، رزق مربوط به ما در جفت ما بریزد و از جفت به نافمان لوله‌کشی بشود، آنجا لوله و جفت به‌طور اتوماتیکی به‌اندازهٔ لازم به ما غذا بدهند. غیر از خدا که کسی این کار را نکرده هست؛ حالا کاری ندارد، اگر کسی غیر از خدا این کار را کرده، آدرس او را بدهید! چه‌کسی بوده هست؟

شناخت پروردگار با پنج‌دقیقه میسّر هست. می‌گویید خدا نبوده، خب خدا نبوده، پس چه‌کسی بوده هست؟ چه شعوری در تمام عالم هستی کار می‌کرده که غذای لازم را تأمین بکند تا مادر ما بخورد؟ چه شعوری در بدن مادر ما کار می‌کرده که یک مقدار از غذا را پس انداز بکند؟ چه شعوری کار می‌کرده که شیرهٔ آن غذا را در جفت بریزد؟ چه شعوری کار می‌کرده که این جفت را به ناف و به بدن لوله‌کشی کند؟ چه شعوری کار می‌کرده که به‌اندازه‌ای غذا بدهد که ما آنجا خفه نشویم؟ چه‌کسی بوده هست؟ خدا نبوده، خب چه‌کسی بوده هست؟ اسم آن را بگویید! پیداکردن خدا که کاری ندارد!

خیلی جالب هست که قرآن مجید اصلاً برای وجود خدا دلیل نیاورده هست. ما دربارهٔ خدا در قرآن دوهزار آیه داریم و کاری که این آیات کرده‌اند، خدایان قلابیِ ساختگی را که یا به‌صورت بت یا طاغوت زنده هستند، اینها را دفع کرده و گفته معبود حق، خالق عالم هست و بقیهٔ معبودها باطل هستند؛ اما شما یک دلیل در قرآن بر وجود خدا پیدا نمی‌کنید. به قول ابی‌عبدالله، مگر خدا یک موجود گم شده هست که یک دلیلی بر سر راه ما بیاید و بگوید آدمیزاد! من دارم خدا را به تو نشان می‌دهم.

ابی‌عبدالله در دعای عرفه به خدا عرض می‌کند: «عمیت عین لا تراک»، کور بشود آن چشمی که تو را نمی‌بیند، تو که همه‌جا پیدا هستی. دو، سه‌ تا خط شعر از دوتا عالم ویژهٔ برجسته برای شما بخوانم: یکی‌، فیلسوف بزرگ و حکیم، حاج‌ملاهادی سبزواری هست که برای قرن سیزدهم هست؛ یکی هم مرحوم مهدی الهی قمشه‌ای، استاد خودم بوده که واقعاً آیت‌الله بود، ولی هیچ‌جا هم اسم او به‌عنوان آیت‌الله نیست، اما آیتی بود!

حاج‌ملاهادی می‌گوید:

 یار در این انجمنْ یوسفِ سیمینْ بدن/ آینه خانه جهان او به همه روبه‌روست

می‌گوید: تمام هستی یک آینه هست، تو چشمت را باز کن تا ببینی؛ وقتی چشم‌هایت را بسته‌ای، خب همه‌اش تاریکی می‌بینی! چشم دلت را که ببندی، خدا را نمی‌بینی، نبوت را نمی‌بینی، معاد را نمی‌بینی، انسانیت را نمی‌بینی، ارزش‌ها را نمی‌بینی. خب ده‌دقیقه چشمت را باز کن و ببین در این عالم چه خبرهای عظیمی وجود دارد؟ در این عالم هستی چه خبر هست؟ 

یار در این انجمنْ ، یعنی در این جهان، یوسفِ سیمینْ بدن/ آینه خانه جهان او به همه روبه‌روست

این توضیح یک آیه قرآن هست: «فَأَینَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اَللّٰهِ» (البقرة، ۱۱۵)، به هر طرفی که رو کنید، به خدا رو کرده‌اید.

بس که هست از همه‌سو وز همه رو راه به تو/ به تو برگردد اگر راهروی برگردد

امیرمؤمنان این را در دعای کمیل به یک سبک دیگر می‌گویند: « وَ لا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکُومَتِکَ»، اصلاً نمی‌شود از حوزهٔ تو فرار کرد و هر جا بروم، به‌طرف توست! برگردم، باز هم به‌طرف توست! «فَأَینَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اَللّهِ»، واقعاً همین هست.

شورش عشق تو در هیچ سَری نیست که نیست. «یعنی ای خدا! مردم یادشان رفته و فراموشت کرده‌اند، اما تا جایی از آنها درد می‌گیرد، یاد تو می‌کنند. بیست‌سال هست که حرف تو را نزده هست، اما تا می‌خواهند بچه‌شان را عمل بکنند، یک برآمدگی روی پایش درآمده، مدام این‌ور آن‌ور می‌دود و می‌گوید: ای خدا! ای خدا! نذر می‌کنم بچه‌ام را به من برگردان، بچه‌ام را خوب کن؛ خدا در وجود همه هست، خودش می‌گوید: «وَفِی أَنْفُسِکُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَ»، من اصلاً پیش شما هستم، نمی‌بینید؟ چطور نمی‌بینید؟! من که کرهٔ زمین را خلق کرده‌ام، اگر یک اشاره کنم تا کل پنج قاره یک تکان نُه ریشتری به خودشان بدهند، یکی از شما باقی نمی‌ماند. در این پیشامدها می‌خواهید چه‌کار بکنید؟ با چه ابزاری می‌خواهید جلوی خطر را بگیرید؟

آب مگر کشاورزی را آباد نمی‌کند؟ آب مگر زراعت را آباد نمی‌کند؟ آب مگر باغ به‌وجود نمی‌آورد؟ آب مگر با ریختن بارانش هوا را طراوت نمی‌دهد؟ آب مگر قنات‌ها را پر نمی‌کند؟ مگر چاه‌ها را پر نمی‌کند؟ مگر چشمه‌ها را راه نمی‌اندازد؟ مگر تشنگی را برطرف نمی‌کند؟ مگر به پختن غذاهای ما کمک نمی‌دهد؟ آب مگر ساختمان را برای ما نمی‌سازد؟ مگر این کارها را نمی‌کند؟

همین آب را یک‌دفعه در سواحل اندونزی، همین آب به این پرمنفعتی را دستور داد و به یک سونامی تبدیل شد و تا بالای تمام هتل‌های سی‌،چهل طبقهٔ لب اندونزی را سونامی رفت، با خودش مسافرها را به وسط دریا برد؛ اینکه همان آب بود! این کار را با اشارهٔ چه‌کسی کرد؟ مگر در همین یک‌ماه پیش، همین سونامی به سواحل آمریکا حمله نکرد؟ مگر برق دومیلیون را نابود نکرد؟ مگر این رئیس‌جمهور دیوانه نگفت نمی‌توانیم کاری بکنیم؟ کاری نمی‌توانند بکنند، برده و نابود کرده، خراب کرده هست! تا بخواهند آنجا را به شکل اول برگردانند، یک‌دانه سونامی دیگر می‌فرستد.

مگر سه-چهارتا استان ژاپن را به زیر نبرد؟ مگر کشتی‌ها را پایین نبرد؟ مگر تمام ماشین‌ها را نخورد؟ مگر تمام ساختمان‌ها را نبرد؟ مگر برق هسته‌ای‌شان را لطمه نزد؟ این آب که همین آبی هست که می‌خوریم و می‌گوییم چه لذتی داشت؛ این آب همان آبی هست که اگر یک شب در خانه‌مان نباشد، غذا نداریم، طهارت هم نمی‌توانیم بگیریم، کهنهٔ بچه‌مان را هم نمی‌توانیم بشوییم؛ این همان آب هست، پس چه می‌شود که این‌جوری می‌شود؟ کسی در پشت این پرده دارد کار می‌کند یا نمی‌کند؟ اگر کسی در پشت این پرده کار نمی‌کند، عِلماً باید همه‌چیز میلیاردهاسال یک‌نواخت باشد؛ چون یک‌نواختی بدون کسی قطعی هست، اما کسی هست که این یک‌نواختی‌ها را کاملاً به‌هم می‌زند. 

خب معلوم می‌شود که عالَم صاحب دارد! خب ما از رحم مادر درآمدیم؛ نه می‌توانستند قاشق در دهان ما بگذارند، نه گوشت‌کوبیده به ما بدهند، نه آش رشته به ما بدهند و اگر یکبار غذای خودشان را به ما می‌دادند، به امید خدا می‌مُردیم و تا حالا نبودیم؛ اما پروردگار بدن مادر را به‌گونه‌ای قرار داد که سینه‌اش بعد از رحمش، کارخانهٔ شیرسازی دارد و شیر می‌سازد؛ اگر یک‌دانه بچه باشد، اندازهٔ سیرشدن یک بچه شیر درست می‌کند؛ اگر دوقلو باشند، به‌اندازه دوقلو شیر می‌سازد؛ اگر سه‌قلو باشند، به‌اندازهٔ سه‌قلو شیر می‌سازد؛ چون بچه که دندان ندارد، گلوی او که خیلی ریز هست و اعصاب و زبانش بسیار ضعیف هست، غذای او باید یک مادهٔ روانِ نرم باشد که هرچه ویتامین در گوشت و صیفی‌جات و سبزی‌جات هست، در آن شیر باشد.

شیرسازی بدن مادرانمان را فعلاً نمی‌دانم، اما شیرسازی بدن حیوانات را می‌دانم که قرآن صریحاً بیان کرده هست. امروز گاو دارد کل مملکت را شیر می‌دهد، بچه‌های خودش هم شیر می‌دهد، نوزاد خودش هم شیر می‌دهد. گوسفند، بز، شتر، الاغ و گاومیش و دیگر حیوانات هم همین‌طور؛ اگر عالم خدا ندارد، چه‌کسی دارد این شیرسازی را انجام می‌دهد؟ قرآن می‌گوید: «مِنْ بَینِ فَرْثٍ وَ دَمٍ» ﴿النحل، ۶۶﴾، سِرگین در معدهٔ حیوانات را که زرد هست و وقتی که دستشویی می‌کنند، بوی گَند می‌دهد؛ سِرگین داخل معده را با شیر غلیظِ پررنگِ از رنگ قرمز از داخل سرگین و خون قاتی می‌کنم، «لَبَناً خٰالِصاً سٰائِغاً لِلشّٰارِبِینَ»﴿النحل، ۶۶﴾ و شیر سپیدِ خوش‌گوارِ قابل‌خوردن بیرون می‌آورم. خب الآن مراکزی در تمام دنیا هست که گوسفند می‌کُشند، گاو می‌کُشند و تمام سرگین‌هایشان را هم بیرون می‌ریزند، خونشان را هم در یک جوی می‌ریزند، حال اگر می‌توانند، بیایند و همه را جمع کنند تا شیر درست کنند! اگر می‌توانستند که تا حالا درست می‌کردند و ادعای خدایی هم می‌کردند و می‌گفتند ما هم از سرگین و خون، شیر درست کرده‌ایم! این‌همه هم کارخانه، این‌همه هم استاد دانشگاه، این‌همه هم عالم و دانشگاه! سلاخ‌خانه‌ها از سرگین، شکمبه و خون پر هست، چرا شیر درست نمی‌کنند؟

وقتی ادیسون به وجود خدا و کارگردانی برای این جهان، اعتراف می کند

یک‌نفر نامه‌ای به ادیسون نوشت. صدتا اختراع به‌نام ادیسون ثبت هست. ادیسون خیلی هم آدم کندذهنی بود، خیلی کندذهن بود! یک دفعه برق قطار را دست او داده بودند که نظام بدهد، اشتباه کرد! لوکوموتیوران وقتی حرکت قطار آهسته شد، آمد و زیر بغل ادیسون را گرفت و بلند کرد، از پنجرهٔ قطار در بیابان پرت کرد و گفت: برو گم‌شو احمق! قطار هم رفت، اما ناامید نشد، نشست و خواند، تجربه کرد، آزمایش کرد و فکرش را به‌کار انداخت، صدتا اختراع به نامش ثبت شد.

کسی برای ادیسون نوشت که حالا با این علمت، با این دانش، با این صدتا اختراع، خدا را قبول داری؟ آیا واقعاً عالَم خدا دارد؟ گفت از این بپرسیم، بالاخره اگر این گفت عالَم خدا ندارد، ما هم بی‌خدا بشویم، چون این خیلی می‌فهمد. این نامه را خواند(من نامه‌اش را دارم) و خندید، جواب نوشت: یکبار داشتم در کارگاهم کار می‌کردم و یک چرخی داشت در دستگاهم می‌گشت که انگشت شَستم گیر کرد و در جا ناخنم را کَند، بدحال شدم. همه ریختند و پانسمان کردند، دوا گذاشتند. دوماهی گذشت، مدام عوض کردند، تمیز کردند، بَدَل کردند و بعد دیگر گفتند به پانسمان نیازی نیست، باز که کردند، دیدم یک ناخن نو عین ناخن زمان تولدم و عین ناخن قبلی درآمده که کَنده شد. نشستم و حساب کردم کلّ کارخانه‌های شرق و غرب عالم را به هم ببندیم که یک ناخن درست کند که به بدن وصل شود و از بدن انرژی بگیرد که مدام بالا بیاید و ما با ناخن‌گیر بگیریم و صافش بکنیم، نمی‌توانند یک ناخن بسازند. صد درصد برایم روشن هست که عالَم کارگردان دارد که اگر نداشت، چطوری دوباره این ناخن من درآمد؟ چطور درآمد؟ خدا که قابل‌دیدن هست و با چشمِ جان همه‌جا از آثارش پیداست. 

شورش عشق تو در هیچ سَری نیست که نیست/ مَنظر روی تو زیبِ نظری نیست که نیست

نیست یک مرغ دلی کَش نفکندی به قفس/ تیرِ بیدادِ تو پَر تا به پَری نیست که نیست

چشم ما دیدهٔ خفاش بُوَد، ور نه تو را/ جلوهٔ حُسن به دیوار و دری نیست که نیست

گوشِ اسرار شِنو نیست، وگرنه اسرار/ بَرَش از عالم معنا خبری نیست که نیست

چه شده که خدا را یادمان رفته هست؟ چه‌کسی می‌گوید ما خدا را یادمان رفته هست؟ خب از مال مردم‌خوری، از عرق‌خوری، از بی‌حجابی، از روابط نامشروع، از دوست پسر و دختر و این روابط ربا، ظلم، بداخلاقی‌ها، همه علامت این هست که یادمان رفته هست؛ اگر ما وجود مقدس او یادمان باشد، خب در حدّ خودمان مثل ابی‌عبدالله زندگی می‌کنیم.

ما به‌شدت دچار غفلت هستیم و خیلی هم بیماری خطرناکی هست؛ اینکه اصل کاری را آدم یادش برود و مشغول امور فرعیِ باطل‌شدنی بشود. به همهٔ اینهایی که دارند می‌دَوند و گیر می‌آورند، باید به آنها گفت: بیچاره‌ها! توانگری نه به مال هست، نه به زن، نه به بچه، نه به ساختمان، نه به ویلا، نه به ماشین گران‌قیمت، نه به صندلی مجلس، نه به صندلی وزارت، همهٔ اینها «تا لب گور هست بعد از آن اعمال». آخر هیچ‌چیزی از اینها را نمی‌گذارند که ما ببریم! ما ببریم هم، به درد نمی‌خورد! حالا زن و بچه‌مان هم به محضر ببریم و از آنها امضا بگیریم که اگر ما مُردیم، یک قالیچهٔ یک ذرع‌ونیمی را در کف قبر ما پهن کنید؛ خب آن خاک می‌شود و به درد ما نمی‌خورد! بعد هم وصیت بکنیم، گوش نمی‌دهند و عمل نمی‌کنند که حالا فرش بیندازند یا بگوییم که یک شعلهٔ برق از بهشت زهرا بگیرید که قبر ما همیشه روشن باشد و تاریک نباشد. اینهایی که مردم برای آن گریبان پاره می‌کنند و برای به‌دست‌آوردنش می‌دَوند، به آنجا قابل‌انتقال نیست. امام زین‌العابدین(ع) در دعای ابوحمزه می‌گویند: «اَبْکی لِخُروُجی مِنْ قَبْری عُرْیاناً»، گریه‌ام در این سحر ماه رمضان، این هست که در قیامت باید لُخت مادرزاد وارد محشر بشوم! مشغولیت‌های اضافی، ما را از اصلِ کاری دور انداخته، غافل‌ کرده و از یاد برده‌ایم.

در خدمت به خلق، کاری به دینداربودن یا نبودن افراد نداشته باشیم

به آیه برگردم: آل‌داود! اگر می‌خواهید نعمت‌های من را شکر کنید، شکر من چیست؟ اینکه دو دست چلوکباب خیلی خیلی حسابی بخوری و دوتا نوشابه هم روی آن بریزی، بعد هم آرام روی تختت بیایی و لم بدهی، تختت را هم با آن زیرانداز و رواندازت از فرانسه آورده‌ای و همین‌جوری که لم داده‌ای، بگویی الهی شکر! اصلاً ما چنین شکری در اسلام نداریم و این مَن‌درآوردی و ساختگی هست. آل‌داود! اگر بخواهید شکر نعمت‌های من را به‌جا بیاورید، به حرف‌هایم گوش بدهید و عمل بکنید. شکر عمل هست! نماز شکر هست، حالا من دانه‌دانه نشمارم و کلی بگویم، عبادت حقْ نصف شکر هست و یادتان باشد همه‌اش نیست. عبادت حق و خدمت به خلق، این تمام شکر هست. این جملهٔ عبادت حق و خدمت به خلق یادتان بماند! خدا به بنده‌هایش نظر دارد، هیچ‌کسی را از خدمت خودتان محروم نکنید.

امام صادق(ع) از مکه برمی‌گشتند، هوا خیلی گرم بود، روی مَرکب بودند، کسی در نزدیکی‌های دروازهٔ مدینه افتاده بود و داشت جان می‌کَند، امام دید تا پیاده شود و بالای سرش برود، مرده هست! به یک‌نفر که پیاده بود، فرمودند: آب داری؟ گفت: بله یابن‌رسول‌الله. فرمودند: سریع برو و در دهانش بریز که دارد از تشنگی می‌میرد. گفت: آقا من این را می‌شناسم، مسیحی هست! فرمودند: برو آب بریز، من به دینش چه‌کار دارم؟ چرا یاوه می‌گویی؟ یک جاندار دارد می‌میرد، برو به او آب بده! خدمت به خلقْ کاری به دین او ندارد که چون ارمنی هست، او را وِل کن! یهودی هست، رهایش کن! زرتشتی هست، رهایش کن! به گرفتار برسید.

خیلی پیش من آمده‌اند! همین پارسال در یک شهری منبر می‌رفتم، شهر معروفی هست و نمی‌خواهم اسم ببرم. یک تاجری(تاجر بازار آن شهر) که۷-۸ سال هست در آنجا منبر می‌روم، هر شب پای منبر می‌آمده هست، گفت: آقا یک همکار دارم که یهودی هست و خیلی هم در دینش سفت هست. دیروز به من گفته این آقایی که در این شهر منبر می‌رود، او را در تلویزیون دیده‌ام و دوستش دارم، می‌توانم او را ببینم؟ گفتم: به او سلام برسان و از قول من دعوتش کن و او را فردا شب پای منبر بیاور. آورد، خیلی هم من به او محبت کردم. روی منبر هم گاهی نگاهش می‌کردم، دیدم دارم روضه می‌خوانم، او هم دارد گریه می‌کند. حالا چه‌کار داری دنبال او را بگیری؟ این گریه و این آمدن بالاخره بیدارش می‌کند، تو خدمت بکن و به دین او کاری نداشته باش؛ نه مسجد نیاور، نجس هست! حرام هست! کجا نجس هست؟ کجا حرام هست؟ پیغمبر ما با تمام ادیان در مسجد ملاقات داشتند، امام صادق با بی‌دین‌ها در مسجدالحرام ملاقات داشتند، این خدمت هست! محبت به مردم خدمت هست، محبت به پدر و مادر خدمت هست، محبت به همسایه خدمت هست.

روزی یکی از شاگردان خوب ابوسعید ابوالخیر برای درس به نیشابور آمد، درس که تمام شد، گفت: استاد، فلانی را می‌شناسی؟ گفت: آری. گفت: بدجوری غیبت تو را می‌کرد. گفت: عجب! حالا چرا آمدی و به من گفتی؟ اصلاً برای چه آمدی و به من گفتی؟ خب دلش تنگ شده بود و از این لذت می‌برد که از من غیبت بکند، بگذار یکی هم با غیبت از من خوش باشد! حالا تو غیبت را شنیده‌ای؟ گفت: من شنیده‌ام. در جیبش دست کرد و یک پول خوبی به او داد و گفت: بیرون مدرسه برو و یک کادوی خیلی خوبِ قیمتی بخر، بردار بیاور؛ رفت(آن‌زمان هرچه بود) و یک کادوی زیبایی آورد.

ابوسعید گفت: بردار و به درِ خانهٔ آن‌کسی ببر که غیبت من را می‌کرد و بگو بالاخره زحمت کشیدی پشت سر من حرف زدی! خود زبان به‌کارانداختن زحمت دارد و حیف هست که من مزد تو را ندهم و فراموشت بکنم. این کادوی ناقابل را به‌خاطر اینکه زحمت غیبت من را کشیدی، از من قبول کن! او هم کادو را قبول کرد و پیش ابوسعید آمد و گفت: دوتا در سر من بزن! گفت: من اجازه ندارم در سر تو بزنم. گفت: دوتا فحش بده تا دلم خنک بشود. گفت: من اجازهٔ فحش‌دادن ندارم، ما دوتا برادر هستیم؛ حالا عشقت کشید که از ما غیبت بکنی، خب کردی و تمام شد. ما هم نمی‌خواهیم تو در قیامت گیرِ ما باشی! ما از تو راضی هستیم. 

خدمت یک حالت گسترده دارد. عبادت حق، خدمت به خلق، شکر هست. درست؟ من به آن نقطه‌ای رسیدم که می‌خواستم برسم. امام مثل حضرت سیدالشهدا اعظمِ نعمت خدا به ماست، درست هست؟ اگر بخواهد شکر این نعمت به‌جا آورده شود، باید چه‌کار کرد که در فردای قیامت، پیغمبر، امیرالمؤمنین، صدیقهٔ کبری، امام مجتبی، جلوی ما را نگیرند و بگویند تو نسبت به حسین ما ناشکر بوده‌ای؟ آدرس جهنم هم نامعلوم نیست، بگیر و برو! اصلاً چه‌کار کنیم که این بلا سر ما نیاید؟ نعمت وجود ابی‌عبدالله را باید شکر بکنیم، شکرش به چیست؟ به همان هست که خودش راهنمایی کرده هست: در همهٔ زندگی‌تان در حدّ خودتان به من اقتدا کنید. امام حسین نگفته که عبادت حق و خدمت به خلق را در حدّ من داشته باشید، قرآن مجید هم می‌گوید که در حد خودتان اقتدا کنید: «لاٰ یکلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وسع‌ها»﴿البقرة، ۲۸۶﴾. 

خیلی عاقلانه هست که ما به وجود مقدسی اقتدا بکنیم که جامع تمام کمالات انبیاست و این بهترین شکر در برابر بهترین نعمت الهی هست.

  • تاریخ : ۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : فاطمی

به گفته خبرنامه فاطمی، وینچنزو مونتلا، سرمربی میلان پس از برتری دراماتیک ۳ بر ۲ تیمش مقابل ریه‌کای کرواسی در هفته دوم لیگ اروپا از این بازی به عنوان یک تجربه مناسب برای شاگردان خودش نام برد.

 او در این باره اظهار داشت: ما در کنار آمدن با شرایط دشوار یک گام رو به جلو برداشتیم.نکات گرانبهایی از این بازی آموختیم. شاید نتیجه ۳ بر ۲ پیروزی بزرگی تلقی نشود اما این نوع برتری یک گام بزرگ رو به آینده‌ای درخشان هست. روحیه تیمی بالایی از خودمان نشان دادیم و تا آخرین قطره انرژی خودمان را صرف کردیم.دیدن اشتیاق و انگیزه فراوان تیم در ثانیه‌های پایانی لذت‌بخش بود.بونوچی به عنوان کاپیتان، الگوی چگونگی کنترل شرایط مختلف بود.

 مونتلا در ادامه اظهار داشت: باید در جابه‌جایی‌ها در خط دفاع پیشرفت کنیم. هنوز نتوانسته‌ایم بار انتظارات موجود از تیم را به درستی به دوش بکشیم و به مقصد برسانیم. ریه‌کا قدرتی بازی می‌کرد و ما بخصوص در نیمه اول باید فرصت‌های بیش‌تری به وجود می‌آوردیم.بازی به بازی، نقاط ضعف و قوت در هر تیمی وجود دارد.باید برای تسلط بر تمام لحظات بازی، تلاش کنیم و در این زمینه بهتر شویم.اگر به راحتی پیروز می‌شدیم، تجربه و شور و حال فعلی را نداشتیم.در همین راستا، چنانچه دوناروما پنالتی حریف را مهار می‌کرد، به اندازه الان از پیروزی خوشحال نمی‌شدیم.ترجیح می‌دهم نیمه پر لیوان را ببینم. از  بازی دوم خودمان در لیگ اروپا درس‌های زیادی گرفتیم و البته پیروز هم شدیم.

 آخر مطلب/

صفحه 4 از 68
قبلی 12345678910 بعدی 203040...«