• تاریخ : ۲۵ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : فاطمی

به گفته خبرنامه فاطمی و به نقل از پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان ، در بخشی از گفته مسعود سلطانی‌فر وزیر ورزش و جوانان به رئیس جمهور آمده هست :

«برای اولین بار پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ، خانواده ها برای تماشای دیدار تیم ملی فوتبال ایران با رقبای خود در جام جهانی روسیه ۲۰۱۸ روسیه از طریق نمایشگر بزرگ با حفظ شئونات و رعایت ارزش های اسلامی در ورزشگاه آزادی حضور یافتند و این امر نه تنها با استقبال گسترده ای مواجه گردید ، بلکه با ایجاد فضای شور و نشاط در میان جوانان و خانواده ها ، بازتاب اجتماعی بسیار مناسبی نیز در داخل و خارج از کشور دربرداشت.»

در ادامه گفته وزیر ورزش و جوانان به حسن روحانی آمده هست: «این امر مهم با حمایت های حضرتعالی و زحمات دکتر واعظی ریاست محترم دفتر رئیس جمهور، وزیر محترم کشور، وزیر محترم اطلاعات، فرماندهی و پرسنل محترم نیروی انتظامی و استاندار محترم تهران و سایر دست اندرکاران بدون حاشیه و مطلوب خانواده ها در ورزشگاه ها به ویژه مجموعه ورزشی آزادی امکان پذیر شد و صمیمانه از همه قدردانی و تشکر می کنم.»

روحانی در پاسخ نامه سلطانی‌فر نوشت: «این حضور به نحو مناسب و با همکاری وزارت کشور ادامه یابد.»

آخر مطلب/

  • تاریخ : ۲۵ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : فاطمی


قدم بزنید تا عصبانی نباشید/ ماجرای نبود دارو‌های خارجی بیماران سرطانی در داروخانه‌ها چیست؟/ عفونت‌های بدن را با شربتی طبیعی ریشه‌کن کنید/ آخرین جزئیات از وضعیت دانشجویان بازداشتی

  • تاریخ : ۲۵ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : فاطمی

به گفته خبرنگار گروه سیاست خارجی خبرنامه فارس، بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران امروز (دوسنبه) در نشست هفتگی با خبرنگاران به تشریح آخرین تحولات عرصه سیاست خارجی پرداخت و به سوالات آنها پاسخ داد.

وی در ابتدا سومین سالگرد برجام را تبریک گفت. 

قاسمی پیروزی فرانسه در جام جهانی را نیز به مردم این کشور تبریک گفت.

قاسمی در پاسخ به سوالی درباره دیدار پوتین و ترامپ عنوان کرد: پیغامی از طریق پوثین برای ترامپ نداشتیم.

سخنگوی وزارت خارجه افزود: اگر جایی و یا در محفلی سخنی گفته شده، گمانه زنی هست. دیدار پوتین و ترامپ از پیش تعیین شده هست و مسایل خودشان را دارند و در این خصوص ارتباطی با دولت روسیه نداشتیم.  

 

 

در حال تکمیل….

  • تاریخ : ۲۵ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : فاطمی

گروه جهاد و مقاومت مشرق – احمد شاکری، سال گذشته پس از حدود ۱۰ سال با اثری با عنوان «بی‌اسمی» که با مضمون دفاع مقدس نوشته شده بود، وارد بازار نشر شد. اثری که برخی آن را سخت‌خوان لقب دادند و برخی آن را اثری فلسفی خواندند. همه این‌ها نشان از آن داشت که اثر او در حال خوانده شدن هست؛ حتی اگر رضایت خواننده را جلب نکرده باشد.

وجه دیگری که شخصیت این نویسنده دارد منتقد بودن و فعالیت‌های پژوهشی او در عرصه ادبیات داستانی هست. آنهایی که آثارشان توسط او نقد شده می‌دانند که احمد شاکری در نقد کردن با کسی تعارف ندارد و همین چهره او را متمایز کرده هست. حالا منتقد جدی و بی‌تعارف، اثری نوشته و بسیاری اثرش را از جهات مختلف نقد کرده‌اند. به بهانه این رمان با این نویسنده به گفت‌وگو نشستیم.

*نمی‌شود با اقتضائات دهه ۶۰ بنویسیم

**: با توجه به تقدیم‌نامه کتاب که به شهید ابراهیم‌هادی تقدیم شده و با توجه به حال و هوای کتاب احساس کردم مسأله کتاب شما «گمنامی» هست و پس از پایان کتاب به نظرم رسید «در جستجوی گمنامی» هستید و می‌خواهید این را نشان دهید.

البته من بیشتر مایل هستم درباره ادبیات دفاع مقدس که این کتاب هم از مصادیق آن هست حرف زده شود. اما اینکه مسأله این کار چیست، به نظرم باید دانست مسائلی که ادبیات داستانی به خصوص ادبیات داستانی دفاع مقدس به آنها می‌پردازد از چه جنسی هست و از کجا می‌آیند و در فهم اینکه مسأله چیست باید روشن شود که مسأله از جنس موضوع یا شخصیت یا مضمون یا از جنس مقولات تاریخی هست یا از جنس ابعاد فلسفی و اندیشگانی هست. ضمن اینکه آنچه در ذهن نویسنده مسأله‌ای را ایجاد می‌کند از جنس سوال نیست. یعنی وقتی می‌گوییم مسأله، مرادمان یک مجهول علمی نیست.

آنچه می‌تواند در ذهن نویسنده دغدغه ایجاد کند، طیف متعددی از عوامل و مسببات و علل هست که در درجات مختلفی ذهن نویسنده را به خود درگیر می‌کند و به تعبیری ذهن نویسنده را به یک اثر بارور می‌کند و در پاسخ به آن چیز، اثری متولد می‌شود. مثلا برخی از نویسندگان بارور به اندیشه فلسفی هستند و در میان نویسندگان مصطفی مستور اینگونه هست و ذهنش بارور به یک اندیشه فلسفی هست و برای آن داستان می‌نویسد. طیفی از نویسنده‌ها ذهنشان بارور به یک باور احساسی هست و محرک‌های احساسی روی نوشتن آنها تاثیر دارد. طیف دیگری هستند که محرک‌های آنها محرک‌های آرمانی هست؛ یعنی می خواهند برای تثبیت و اشاعه یک اندیشه بلند بنویسند؛ حتی اگر به شکل یک مقوله فلسفی درنیامده باشد. برخی محرک‌های تاریخی روی آنها تاثیر دارد؛ یعنی می‌نویسند تا تعهد خود را به تاریخ انجام دهند؛ یعنی می‌نویسند تا تاریخ بماند و کاری به بعد فلسفی تاریخ ندارند.

دوره فعلی که ما در آن قرار داریم (دوره دهه ۹۰) آبستن چه مسائلی هست؟ یعنی این دوره و اقتضائات آن (اجتماعی و فرهنگی و هم اقتضائات ادبی) چیست؟ امروز ۳۰ سال از قبول قطعنامه گذشته و پس از پذیرش قطعنامه اقتضائاتی به حوزه ادبیات دفاع مقدس وارد شد و ما باید این اقتضائات را لحاظ کنیم؛ زیرا نمی‌شود با همان اقتضائات دهه ۶۰ بنویسیم. اگر چنین کنیم، مثل این هست که منجمد شده‌ایم و پیش نیامده‌ایم. ضمن اینکه به ارزش‌ها و مبانی معتقد هستیم. باید اقتضائات را در نظر بگیریم و خیلی از این اقتضائات هست که جریان‌های ادبی را شکل می‌دهد.

*معتقدم ادبیات دفاع مقدس ما نیازمند یک خانه‌تکانی هست

در مورد «بی‌اسمی» اگر بخواهم محاکات نفس کنم، موضعی که هر نویسنده‌ای در آن قرار دارد، نسبت به ادبیات متفاوت هست. خب بعضی از نویسنده‌ها، ممحض در ادبیات دفاع مقدس هستند که بد نیست اشاره کنیم که تمحض در یک گونه موجب تعمیق آن و سپس ایجاد سبک در آن گونه می‌شود. یعنی این مغتنم هست که نویسندگان جوان بدانند که اگر در یک‌گونه خاص ممحض شوند، مرزهای آن‌گونه را می‌توانند پیش ببرند.

نکته مهم دیگر هم، منظرگاه آدم‌ها به موضوعات هست. یک نویسنده دغدغه‌های آفرینش‌های هنری دارد، ولی دغدغه‌ای که در روزگار فعلی می‌تواند کمک کند، دغدغه‌ای هست که در افراد به واسطه فعالیت‌هایشان مانند فعالیت در حوزه نقد یا پژوهش در آنها ایجاد می‌شود. موضع من در این سال‌ها اینطور بوده که از سال ۸۵ به مدت ۱۰ سال داستان بلند یا کوتاه از من منتشر نشد. این خیلی واضح هست که دغدغه‌های من به جای تولید داستان سمت پژوهش رفته هست. عرض من این هست: آن چیزی که می‌تواند در مسأله شدن یک موضوع در ذهن نویسنده اثر بگذارد ورود او به حوزه نقد و پژوهش هست. یعنی نویسنده‌ای که با دید یک منتقد به ادبیات نگاه می‌کند، این ورود در تولید اثر او فرق دارد با نویسنده‌ای که صرفا با هدف تولید اثر وارد عرصه ادبیات شده‌. در جریان پژوهش، بنده به طور مشخص سراغ شخصیت و برخی از مبانی ادبیات داستانی رفتم. مقدمه آن چیزی که در ذهن من مسأله شد به تعریف من از ادبیات داستانی دفاع مقدس ربط دارد. این هم مقدماتی دارد که مثلا معتقدم ادبیات دفاع مقدس ما نیازمند یک خانه‌تکانی هست. خانه‌تکانی به چه معناست؟ به این معنا که ادبیات دفاع مقدس به تنهایی نمی‌تواند با تکیه بر تاریخ دفاع مقدس زنده بماند؛ چون می‌دانید جریان خاطره‌نویسی و خاطره‌نگاری حقیقتا از نظر کمی و در برخی مصادیق کیفی از ادبیات داستانی جلوتر هست. خب وقتی اینگونه هست داستان چه آورده‌ مضاعفی دارد که می‌تواند با خاطره هماوردی کند. اگر حتی نخواهد هماوردی کند که معتقدیم دست ادبیات داستانی بالاتر و فرازتر در خلق جهان هست، اگر قرار باشد فقط به تاریخ تکیه کند چه چیزی بیشتر از این می‌تواند به مخاطب عرضه کند. این یک مسأله جدید را ایجاد می‌کند که یک مبنا هست.

*پوست‌اندازی با حرکت از خاطره به داستان

در اولین مرحله نیاز هست که از تاریخ جدا شویم. نه به این معنا که کلیت‌های تاریخ را نقض و انکار کنیم، بلکه در داستان دفاع مقدس، بیش از اینکه بدانیم چه کسی (فرد تاریخی) در کجا و چه زمانی چه کاری انجام داده، مهم هست بدانیم چرا این کار را انجام داده. یعنی به فلسفه دفاع مقدس نزدیک شویم. در این اثر (بی‌اسمی) آن چیزی که برجسته هست این هست که شخصیت این داستان بلند «اسم» ندارد. خب روشن‌ترین چیزی که در شخصیت‌پردازی از بدیهیات هست، این هست که شخصیت با اسمش شخصیت می‌شود. حتی برخی شخصیت‌های نمونه در ادبیات داستانی معاصر با اسمشان ماندگار شده‌اند. این بی‌نامی همراه شده با بی‌مکانی و بی‌زمانی! این‌هایی که اعزام می‌شوند برای کدام شهر و کدام گردان هستند و برای کدام عملیات می‌روند؟ پس مبدا و مقصد در اینجا موضوعیت ندارد. وقتی از این عناصر و مولفه‌های تشخص بخش جدا شوید، نشان می‌دهید که در داستان دغدغه تاریخ‌گویی ندارید. به نظر من پوستی که ادبیات ما باید بیندازد و به نظرم این اتفاق میسر نیست؛ مگر اینکه ادبیات ما گام بلندی از خاطره به سوی داستان بردارد و آن پوستین تاریخ را بیندازد و خرقه فلسفی را تن کند. با یک نگاه تحلیلی و حکمی به تاریخ و خاطره بنگرد و از آن داستان بنویسد. در این صورت حرفی که می‌زند در چمبره زمان و مکان اسیر نمی‌شود. یعنی وقتی شما حرف فلسفی می‌زنید فراتر از هر زمان و مکان موجودیت پیدا می‌کنید.

*همیشه دعوای واقعیت در ادبیات ما بوده هست

**: مخاطب احساس می‌کند که احمد شاکری در داستانش به فلسفه‌ورزی دست زده و خب ممکن هست مخاطب عمومی داستان با این مدل ارتباط برقرار نکند، چون داستان سرراست نیست.

این از مقدمات امروز هست که باید پوستین تاریخ را در ادبیات داستانی به میزانی از روایت جدا کنیم و تاکید می‌کنم که نه به معنای نقض تاریخ یا مقابله و مواجهه با تاریخ بلکه برای چابک‌تر شدن. برای اینکه بال و پری به ادبیات مستندنگار بدهیم تا بتواند بر کرانه‌های بلند ادبیات مخیل پرواز کند، تا زمانی که او را محبوس کنیم و از آن تاریخ بخواهیم و صرفا به محک تاریخ بیازماییم و بسنجیم، ادبیات نمی‌تواند به افق بلندی برسد که صرفا اسمش رمان یا داستان یا هر چیز دیگری باشد.

نکته دیگر این هست که باید از سطح ادبیات (به خصوص ادبیات دفاع مقدس) به لایه‌های زیرین آن برویم. وقتی این تعبیر سطح و لایه را به‌کار می‌بریم، خیلی مفاهیم دیگری به ذهن می‌رسد. این جزو دغدغه‌ها و مسائلی بوده که از همان ابتدا در ادبیات موجود بوده هست به اینکه دفاع مقدس واقعیات آن چه هست و حقایق آن چیست. در اولین رمان‌های دفاع مقدس مانند «زمین سوخته» تا بعدها، همیشه دعوای واقعیت در ادبیات ما بوده هست. مویدهای احمد محمود در زمین سوخته می‌گفت که او کاملا بی‌طرفانه روایت کرده هست که هم «باران» را دارد که شخصیتی بسیجی هست و هم آن بقال را دارد که نماینده طیف پشیمان از انقلاب هست. تا به «عروج» ناصر ایرانی که باید گفت یکی از کارهای خوب و ارزشی هست.

*جریان شبه‌روشنفکر می‌گفت تا ادبیات ایدئولوژیک باشد، نمی‌تواند عمیق شود

نکته‌ای هست که در همان ایام یعنی دهه ۶۰ این نقد به ادبیات ما وارد بود که دچار یک نگاه سطحی به دفاع مقدس شد. وقتی می‌گویم سطحی، مرادم این نیست که بخواهیم این دید سطحی را با عنوان ادبیات ایدئولوژیک معرفی کنیم، چون برخی قائل به این شدند که نگاه سطحی یعنی نگاه ایدئولوژیک. چرا نگاه ایدئولوژیک نگاه سطحی هست چون نگاه ایدئولوژیک آدم‌ها را با یک محک ایدئولوژیک از هم جدا می‌کند؛ بلکه جبهه‌ها را جدا می‌کند و همیشه یک خط‌کشی وجود دارد که آدم‌ها را تقسیم‌بندی می‌کند. لذا تحلیلی که جریان شبه‌روشنفکر از ادبیات دفاع مقدس داشت این بود که این ادبیات سطحی هست؛ چون ایدئولوژیک هست و تا ادبیات ایدئولوژیک باشد نمی‌تواند عمیق شود. در نقطه مقابل ادبیات ایدئولوژیک ادبیات انسانی را مطرح کردند که این اصطلاح آشناست و نویسنده‌هایی داریم که از همان زمان تا امروز شعار یا پرچم انسان‌گرایی و انسانی‌نویسی را بلند کردند و مقصودشان ضدیت با ایدئولوژی هست و این را به صراحت اعلام کردند که ادبیات ما زمانی جهانی خواهد شد که نگاهی انسانی داشته باشد و مرادشان از انسانی این هست که ایدئولوژیک نباشد. همه می‌دانیم وقتی نگاه ایدئولوژیک از دفاع مقدس حذف شود تبدیل به چه می‌شود، یعنی تمام هویت دینی خود را از دست می‌دهد. یعنی آن جمله‌ای که امام خمینی (ره) فرمودند که «خرمشهر را خدا آزاد کرد» یا «جنگ ما جنگ اسلام و کفر هست» باید از محل توجه خارج شود و بسیاری از سلوک‌ها و شعارها و رفتارها و ابعاد غیبی باید از داستان حذف شود؛ چون به تعبیر این دسته، نگاه انسانی، نگاهی مادی و حداکثر روانکاوانه هست و از روان بالاتر نمی‌رود و نگاهی به عالم غیب ندارد. پس این دعوا وجود داشت که چگونه می‌توان از سطح به لایه‌های زیرین رفت.

اعتقاد من این هست که آنچه ما را از سطح به عالم درون و عالم غیب و باطن و لایه‌های زیرین می‌برد، نفی ایدئولوژی نیست و از طرفی منحصر کردن ادبیات دفاع مقدس به انسان‌گرایی نیست؛ بلکه تعمیق شعارهایی هست که می‌دادیم و بر این باورم که «بی‌اسمی» تلاشی هست برای همین مسأله.

اگر بخواهیم میان سطح و لایه‌های عمیق‌تر تقسیم‌بندی کنیم، این تشبیه را می‌توان بین اسم و مسمی پیدا کنیم. اسم یعنی چی، یعنی لایه ظاهری! و خب می‌دانید اسماء که حامل مفاهیم هست در ادبیات دفاع مقدس ما بسیار هست، مثلا از «حق و باطل» یاد می‌کنیم، «اسلام و کفر»، «خودی و دشمن». حتی رمز عملیات‌ها اسامی هستند. پس می‌شود بین اسم و مسمی تفکیک قائل شد. برای همین وقتی مسمی را مورد نظر قرار می‌دهیم در واقع از سطح به عمق رفته‌ایم.

اجمالا  «بی‌اسمی» چنین تلاشی هست و وقتی از ایدئولوژی صحبت می‌شود، عمق دارد. شخصیت اصلی بی‌اسم هست. او به دنبال اسمی هست که اسم اعظم هست و اسم‌الاسماء هست در حالی که خودش اسم ندارد.

*غیر از عاشورا در دفاع مقدس هویتی نداریم

در دفاع مقدس وقتی از امام حسین (ع) یاد می‌شود، تنها یک اسم نیست، بلکه یک مرتبه یا مفهوم هست. مثلا می‌خوانند «این گل پرپر زکجا آمده/ از سفر کرب‌وبلا آمده» و اینجا ممکن هست این گل پرپر اصلا اسمش حسین نباشد ولی استعاره‌ای از آن رویداد تاریخی هست. حتی این پیکر از کربلا هم نیامده هست. ما غیر از عاشورا در دفاع مقدس واقعا هویتی نداریم و اگر عاشورا را از ما بگیرند، هیچی نیستیم!

**: به قول شهید آوینی «هرکه می‌خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند»!

همین که گفتید… و همین هست.

*ادبیات داستانی ما قطعا با گذر از مخاطب بومی می‌تواند جهانی شود

**: وقتی داستان می‌نویسیم طبیعتا می‌خواهیم با جهان گفت‌وگو کنیم. شاید شما به این عبارت اعتقاد نداشته باشید، اما من احساس می‌کنم احمد شاکری نمی‌خواهد با جهان گفت‌وگو کند بلکه می‌خواهد با یک عده خاصی گفت‌وگو کند. خودتان چنین نیتی داشتید؟ من برای همه ننوشته‌ام بلکه با یک عده‌ای کار دارم. انگار می‌خواستید بگویید که اگر ما را متهم به سطحی‌نویسی و ایدئولوژی‌زدگی می‌کنید حالا این یک داستان که هم قوام فرمی دارد و هم از منظر محتوا قابل بررسی و اندیشیدن هست. آیا نیت شما گفت‌وگو با عده‌ای خاص بوده یا می‌خواهید سطح مخاطب را بالا بیاورید؟

گفت‌وگو با جهان یک سرفصل هست که از جمله موضوعاتی هست که ادبیات داستانی ما نسبت به آن موضع داشته و در شکل‌گیری جریان‌های ادبی موثر بوده هست. لذا می‌تواند محل بحث باشد که ادبیات داستانی می‌خواهد با جهان گفت‌وگو کند؛ یعنی برای مخاطب عام غیرجانبدار نسبت به ارزش‌های انقلابی و دینی نوشته می‌شود و حتی نسبت به مخاطبی که موضع‌مند هست و آیا می‌خواهد او را تغییر دهد؟ این مخاطبی که در نظر گرفته می‌شود زبان مشترک ما با او چیست؟ ارزش‌های انسانی هست یا با ارزش‌های فطری قرار هست با او گفت‌وگو کنیم. این‌ها مسائلی هست که جنبه‌های نظری و عملی داشته هست. در دوره‌ای هم تمایل طیفی در ادبیات برای حرکت به این سمت دیده شده هست. برخی از این حرکت‌ها درون‌زا نبوده که از طرف برخی از مجموعه‌ها به ادبیات تحمیل شده هست. به نظر من ادبیات داستانی ما قطعا با گذر از مخاطب بومی می‌تواند جهانی شود؛ لذا معتقدم هرگونه نسخه‌پیچی پیش از اینکه ادبیات بومی شود، آن را تبدیل به ادبیات جهانی کند، نسخه کارآمد نیست و به نتیجه نخواهد رسید. اما قائل به این هستم که ادبیات در نمونه عالی خودش بتواند با مخاطب عام ارتباط برقرار کند. قائل بین تفکیک ادبیات نخبه‌گرا با ادبیات عام نیستم، گرچه طرفدار ادبیات عامه‌پسند نیستم. معتقدم یک ادبیات جدی وجود دارد که این ادبیات جدی، مخاطب عام را راضی نگه می‌دارد و هم مورد اقبال مخاطب خاص قرار می‌گیرد. بر این باورم که تفکیک میان مخاطب نخبه‌ و خاص با مخاطب عام یکی از لغزشگاه‌های ادبیات هست و می‌تواند هر ادبیاتی را نابود کند. چون ما ملاکی برای نخبه نداریم و ملاکی برای تعداد نخبگان نداریم و هر اثر داستانی با ادعای اینکه تعداد اندکی آن را خوانده‌اند، پس نخبه‌گرا هست و دیگر هیچ نقدی را نپذیرد، لذا قائل به این نیستم، اما قائل هستم که ادبیات ما در حال شدن و در حال حرکت هست.

واقعیتی وجود دارد و آن این هست که جریان‌های ادبی در خوانده شدن یک اثر، موثر هستند. چند نفر از آنهایی که «بوف کور» صادق هدایت را خوانده‌اند با این اثر ارتباط برقرار کردند؟ به نظرم تعداد بسیار اندکی از کسانی که می‌خوانند می‌فهمند؛ لذا عمده‌ای نمی‌فهمند. این مخاطبان متاثر از جریانی که این نویسنده را نویسنده شاخصی معرفی می‌کنند، جذب اثرش می‌شوند. همین چند وقت پیش رسانه ملی «صد سال تنهایی» را تبلیغ می‌کرد، چه تعداد از کسانی که این اثر را می‌خوانند، آن را می‌پسندند. این رمان اثری نیست که مخاطب عام آن را بپسندد و با آن ارتباط برقرار کند. لذا قائل به این هستم که فضا برای خوانده شدن یک اثر کمک می‌کند و این را باید به عنوان یک مولفه جدی بگیریم. قائل به این هستم که وقتی گفته می‌شود اثری خوانده می‌شود تجربه خوانش در ادبیات داستانی کشور در یک فرایندی ساخته می‌شود. دقت کنید که من از کسانی هستم که به ادبیات قصه‌گو اعتقاد دارم، ولی این را هم معتقدم که مخاطب با طرح پرسش‌های جدید و مطالبات جدید می‌تواند به مخاطب دیگری بدل شود. برای چه سیر مطالعاتی برای مخاطبان داستان لحاظ می‌کنیم؟ با وجود اینکه معتقد به نگه داشتن مخاطب عام هستم، ولی معیار اینکه هر اثری که خوانده شد، عامه‌پسند هست و هر اثری که کمتر خوانده شد کار نخبگانی هست. نه اینطور نیست. این موضوع را باید فرایندی دید.

*ضد قصه نیستم

جذابیت‌های داستان را محرک‌های متفاوتی ایجاد می‌کند و اگر پرسیده شود که چرا مخاطب یک اثر را می‌خواند دلایل بسیاری بشماریم که همه آنها می‌تواند در تلورانسی در مخاطب موثر باشد. ممکن هست طیفی از مخاطبان برای قصه و سرگرمی آن را نخوانند، اگرچه عرض کردم که ضد قصه نیستم و موافق قصه هستم. ما نویسندگان در حال آزمون و خطا هستیم. واقعیت این هست که ۴۰ سال برای تولید ادبیات داستانی دفاع مقدس به عنوان یک گونه در شرایطی که ما در تولید نظریه واقعا فقیر هستیم، جریان‌های نقد، کارآمدی خودشان را در حوزه ادبیات ندارند. در این سطح ۴۰ سال عمر زیادی نیست. ما باید هنوز تجربه کنیم و پیش برویم.

*منتقدی نداریم که با متن ادبی به عنوان یک پژوهش برخورد کند!

بخشی از ابهامات و امور نمادینی که در این کار هست، ممکن هست نظر همه مخاطبان را جلب نکند، این کار کیست که بتوان نظر همه را جلب کرد؟ این کار منتقدان و پژوهشگران هست. ما در کشور خودمان جریان نقد ادبی که بیش از مطالبه مخاطب عام، سوالی داشته باشد، نداریم! یعنی با متن ادبی به عنوان یک متن پژوهشی برخورد کند، نه به این عنوان که من جذب شدم یا نه! البته برخی از منتقدان هستند که اینطور با متن روبه‌رو می‌شوند و البته از مخاطب عام توقع چنین مواجهه‌ای با یک متن نیست، ولی تا متنی اینگونه خوانده نشود زوایای آن روشن نمی‌شود.

*انگیزه من این نبوده که بخواهم صف‌آرایی فرمیک داشته باشم

**: به نظر می‌رسد فرم داستان «بی‌اسمی» این پیام را مخابره می‌کند که نویسنده‌های باورمند به ارزش‌های انقلاب هم حرفی برای گفتن دارند. یا اینکه فرم کتاب برای مسأله‌ای که طرح کرده‌اید کارآمد بود و چاره‌ای جز این فرم نداشتید؟

حداقل دو گفتمان مشخص در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس داریم و این گفتمان‌ها به لحاظ محتوا و مبانی فکری با هم در تعارض بوده و ضد هم بودند. البته گفتمانی که تحت عنوان روشنفکری مطرح می‌شود و گفتمانی که متعهد به ارزش‌ها هست که برای گفتمان دوم عناوین مجعولی در ادبیات نظیر اینکه گفتمان سیاسی در ادبیات هست داده می‌شود؛ یعنی می‌گویند زادگاه شما سیاسی هست و هیچ پشتوانه و پیشینه ادبی ندارید. سیاست شما را زاییده نه اقتضائات فرهنگی. دولتی هستید. ولی به هر حال این گفتمان معتقد به انقلاب و گفتمان روشنفکری همواره در تقابل بودند که این تقابل هم آشکار بیان شده و هم گاهی به صورت پنهان بوده هست. تردیدی هم در این نیست که یکی از اهداف ادبیات در هر دو گفتمان تقابل با گفتمان مقابل هم هست. در ادبیات سیاه دفاع مقدس تنها دفاع مقدس محل جنگ آنها نیست، بلکه عرصه جنگ آنها ادبیات هم هست؛ بلکه هم سر ادبیت اثر با هم صف‌بندی دارند و هم سر محتوا. ممکن هست نوعا محتوا دیده شود. گمان کنیم که ادبیات سیاه از قهرمان‌های واقعی جنگ چهره‌های ترس‌خورده و مرددی می‌سازد و آنها را تبدیل به ضد قهرمان می‌کند یا ادبیات متعهد قهرمان‌سازی، حماسه‌سرایی و مقدس‌نمایی می‌کند، اما واقعیت این هست که یک صف‌بندی ادبی پنهان هم وجود داشته هست. برای اینکه هر دوطیف بتوانند به مقصود خودشان برسند، باید ادبی بودن خود را نیز ثابت می‌کردند. چون ادبیت ابزاری برای انتقال آن محتوا هست. پس باید ابتدا ثابت کنند ادبیات هستند تا بتواند محتوای خود را هم منتقل کنند. بنابر این همواره این جنگ ادبی وجود داشته هست.

در این صف‌آرایی بدترین و غلط‌ترین استراتژی این هست که ما از ابزارهای ادبیات داستانی غرب استفاده کنیم تا به جنگ همان ادبیات برویم. وقتی آن ابزارها را استفاده می‌کنیم پیشاپیش مبانی آنها را پذیرفته‌ایم و با پذیرش مبانی آنها نمی‌توانیم بر ضد مبانی آنها قیام کنیم. این خیلی بدیهی هست. «باغ بلور» محسن مخملباف که سال ۶۵ آن را نوشته و در آن سال‌ها به عنوان یک نویسنده انقلابی تلقی می‌شود و در حوزه هنری رفت و آمد داشته هست. او به خاطر مطالعاتی که داشته و نشان می‌دهد در مباحث تئوریک عمیق نیست و چون می‌خواهد حرفی برای گفتن داشته باشد سراغ همان موضوعات روانکاوانه غربی می‌رود و همان نگاه به زن را در داستانش بازگو می‌کند.

تلقی و انگیزه من این نبوده که بخواهم صف‌آرایی فرمیک داشته باشم؛ یعنی بخواهم نمایش ادبیت داشته باشم و بعد بخواهم به محتوا بپردازم. هر اثری فرم خاص خودش را پیدا می‌کند که اقتضای این کار، معلول چند علت بوده. این کار به لحاظ زمان و مکان محدود بود و شخصیت‌های محدودی دارد. در این اثر فارق از اقتضائات داستانی گوشه چشمی به تولیدات نمایشی داشتم و مایل بودم اثر داستانی آنقدر کنش بیرونی داشته باشد که بتوان آن روی صحنه اجرا کرد.

*«بی‌اسمی» تلاشی برای عبور از جریان خاطره به نفع داستان هست

من از زمان عبور کردم و تلاش کردم روی زمان طولانی تمرکز نکنم. برخلاف رویه‌ای که خاطرات دارند، مثلا از «دا» گرفته تا «پایی که جا ماند» و «دختر شینا» و «من زنده‌ام» همه آثار، یک الگوی واحد دارند؛ یعنی می‌آیند از نوجوانی و حتی تولد تا زمانی که یا رزمنده به شهادت رسیده یا آزاد شده یا جنگ به پایان رسیده را روایت می‌کنند. شاید این از ضرورت‌های خاطره‌نویسی هست و این سبب شده خاطرات ما شکل روایی پیدا کنند. این مرور زمان و استفاده از تلخیص، سطحی شدن را موجب شده هست.

 تردیدی نیست وقتی از روی کنشی به سرعت رد می‌شوید، بلکه ۵۰ سال را در عرض ۳۰۰ صفحه می‌خواهید روایت کنید. نمی‌توانید عمیق شوید. راه عمیق شدن این هست که شما زمان را بدهید تا زمینه را پیدا کنید. در برخی رمان‌های جهانی هم اینطور هست که تنها چند ساعت از زندگی یک شخصیت را روایت می‌کنند. یعنی به جای سیر کردن در زمان در عمق حرکت می‌کنند.

این موارد متاثر از جریان خاطره هست و به نظرم تلاشی برای عبور از جریان خاطره به نفع داستان هست. در این رمان هم زمان کوتاه شده و هم تلاش شده در زاویه دید تعمیق شود و از زاویه دید اول شخص عبور کردیم و به یک زاویه دید داستانی‌تر رسیدیم. خواننده شخصیت را از بیرون می‌بیند؛ به جای اینکه او خودش را از داخل ببیند. زاویه دید دانای محدود می‌تواند از قضاوت‌های شخصیت در مورد خودش فرار کند و منظر بیرونی به آن بدهد.

  • تاریخ : ۲۵ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : فاطمی

به گفته خبرنامه فاطمی، تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز که در اردوی ترکیه به سر می‌برد، امروز (یکشنبه) در دیداری تدارکاتی به مصاف تیم سیواس ترکیه رفت که در پایان دو تیم به تساوی یک – یک رضایت دادند.

روبینیو ستاره برزیلی پیشین تیم‌های رئال مادرید و میلان ایتالیا در این مسابقه در ترکیب تیم سیواس حضور داشت.

آخر مطلب/

  • تاریخ : ۲۵ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : فاطمی

به گفته خبرنگار گروه سیاست خارجی خبرنامه فارس، رضا هاکان تکین سفیر ترکیه در تهران امروز (یکشنبه) در دومین سالگرد کودتای ترکیه در نشستی خبری در محل سفارتخانه‌ این کشور در تهران به تشریح تحولات کنونی ترکیه پرداخت و به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد.

سفیر ترکیه عنوان کرد که هیچ شکی در مورد اینکه فتح الله گولن پشت اقدام به کودتای ۱۵ ژولای بوده هست، نداریم. 

وی اضافه کرد: گولن با سازمانی که تشکیل داده بود، در شب کودتا تلاش کرد علیه اراده مردم ترکیه، حاکمیت را به دست بگیرد و به شکل کاملا بی رحمانه‌ای دست به این اقدام زد به نحوی که در پی آن ۲۵۱ نفر کشته و بیش از دو هزار و ۲۰۰ نفر زخمی شدند.

این دیپلمات ترکیه ادامه داد: در طی تحقیقات و بازجویی‌های به عمل آمده در دو سال گذشته، مدارک و شواهد بسیار متقنی به دست آمده که نشان داد حتی در شب کودتا،‌کسانی که دست به کودتا زده بودند با گولن در ارتباط بودند.

وی همچنین گفت که برای شناخت گولن و سازمان تروریستی‌ بزرگی که تشکیل داده بود، تنها نگاه به وقایع ۱۵ ژولای کفایت نمی‌کند، بلکه این موضوع یک پیشینه بیش از ۳۰ ساله دارد که تلاش برنامه‌ریزی شده‌ای برای نفوذ در نظام ترکیه و ساختارهای حقوقی و قضایی این کشور و به دست گرفتن نهادهای اقتصادی ترکیه صورت گرفته بود.

هاکان تکین همچنین اضافه کرد: حاکمیت ترکیه در دو سال پیش از کودتا ماهیت این سازمان را تشخیص داده بود و شروع به پاکسازی کرده بود. 

وی اضافه کرد: برخی تحلیلگران معتقدند که آنها برای تاریخی دیرتر از ۱۵ ژولای برای کودتا برنامه ریزی کرده بودند و خوشبختیم در سایه مقاومت مردم مبارز ترکیه آنها نتوانستند به اهدافشان دست یابند.

هاکان تکین ادامه داد: سازمان تروریستی گولن در ترکیه فعال نبوده و در ۱۶۰ کشور موسسات تبلیغی و آموزشی دارد و تلاش می‌کنند نیروهای خود را پرورش دهند. اقدامات این سازمان زنگ خطری برای سایر کشورهاست که متوجه این سازمان بشوند.

وی گفت که ستون فقرات این سازمان در ترکیه شکسته هست.

سفیر ترکیه همچنین از حمایت قاطع و صریح ایران در ساعات اولیه کودتا قدردانی کرد و افزود: این رویکرد برای ما ارزشمند هست، اما باعث تعجب ما نشد، چون ایران کشور نزدیکی به ماست و اهمیت زیادی برای آ» قائلیم، ایران هیچ وقت اجازه نداد که گولن فعالیت‌هایی را صورت دهد.

وی خاطرنشان کرد: کسانی به شکل فردی وابسته به سازمان گولن تلاش کردند فعالیت‌هایی را انجام دهند که برای برخورد با این گروه با ایران همکاری کردیم و به این همکاری‌ها ادامه می‌دهیم.

*هنوز از طرف دولت آمریکا درخواست رسمی مطرح نشده 

وی در پاسخ به سؤالی درباره اینکه آیا آمریکا از ترکیه برای اعمال تحریم‌ها علیه ایران پیروی می‌کند؟ گفت: تا به امروز هنوز از طرف دولت آمریکا درخواست رسمی مبنی بر اینکه باید درباره ایران چنین کاری را انجام دهید مطرح نشده، ولی در آینده نزدیک منتظر هیأتی از آمریکا هستیم تا درخواست‌هایشان را در این زمینه به ما منتقل کنند. بعد از دیدار رسمی با مقامات آمریکایی خواسته‌های آنها را خواهیم فهمید.

سفیر ترکیه ادامه داد: ما متوجه هستیم که آمریکایی‌ها می‌خواهند در حوزه اقتصادی در تمامی بخش‌ها تدابیر و سیاست‌هایی را در پیش بگیرند تا ایران را در تنگنا قرار داده و به آن فشار وارد کنند، اما از سوی دیگر شاهد تناقضاتی در اظهارنظرهای مقامات آمریکایی در رسانه‌ها هستیم. به عنوان مثال یک روز عنوان می‌کنند که می‌خواهیم صادرات نفت ایران را به صفر برسانیم و چند روز بعد عنوان کردند که استثنائاتی درباره صادرات نفت ایران قائل هستند.

*تحریم‌های یکجانبه را نه مشروع و نه مفید می‌دانیم

هاکان تکین ادامه داد: سیاست ترکیه آشکار هست و در عالی‌ترین سطوح نیز اعلام شده، ما تحریم‌های یکجانبه را نه مشروع و نه مفید می‌دانیم و کشوری نیستیم که سیاست‌های خود را براساس اراده تحمیلی دیگران تعیین کنیم چه آمریکا چه هر کشور دیگری.

وی خاطرنشان کرد: در مورد تحریم‌ها پیشینه ترکیه روشن هست و در دوران تحریم‌ها در کنار مردم ایران قرار گرفت و کمک‌های خود را دریغ نکرد.

به گفته فارس، سفیر ترکیه گفت: ایران برای ما کشور مهم و همسایه هست و روابط اقتصادی گسترده‌‌ای با آن داریم و در حوزه‌های سیاسی دفاعی و امنیتی همکاری‌ها و منافع مشترکی هم با هم داریم. 

* یکپارچگی در سیاست خارجی ترکیه

وی همچنین در پاسخ به سؤالی درباره سیاست خارجی ترکیه در دوران جدید ریاست جمهوری اردوغان نیز بیان کرد: ما در حوزه‌های زیادی با ایران همکاری و روابط نزدیکی داریم و با عراق نیز همین طور. ما با همسایگان و کشورهای منطقه روابط نزدیک و خوبی داریم.

هاکان تکین افزود:در سیاست خارجی ترکیه یکپارچگی و تداومی وجود دارد که با اتفاقاتی که می‌افتد نمی‌توانیم بگوییم تغییر می‌کند.

سفیر ترکیه اظهار داشت: بعد از رفراندوم تغییر قانون اساسی و انتخابات قوه اجرایی قدرت بیشتری پیدا کرده و امکان اینکه تصمیمات با اقتدار بیشتری گرفته شود، هست. انتظار نداریم بعد از این تغییرات، تغییر مشخصی در سیاست خارجی ترکیه رخ دهد.

 

 

*تلاش‌ها برای منزوی کردن ایران در منطقه و جهان مفید نیستند

سفیر ترکیه همچنین در پاسخ به سوال خبرنگار فارس، درباره اینکه ترکیه تا چه زمانی حاضر هست در مقابل تحریمهای آمریکا علیه ایران  بایستد؟ اظهار داشت: در مورد اینکه دقیقا آمریکا چه درخواستی از ما دارد نمی دانیم و الان نمی‌توانیم بگوییم که چه تدبیری را اتخاذ خواهیم کرد. 

هاکان تکین ادامه داد: این موضوع مهمی هست و صرفا در مورد ترکیه نیست و درباره کشورهای مهم جهان از جمله کشورهای آسیایی، چین، ژاپن و … نیز هست و همه به دنبال این هستند که چطور می‌توانیم در ارتباط با ایران تاثیر تحریم‌های آمریکا را به حداقل برسانیم.

وی گفت: اقتصاد ترکیه مبتنی بر بازار آزاد و در یکپارچگی با نظام اقتصاد جهان هست و در خصوص قدرت آمریکا در نظام مالی جهان آگاه هستید و در حوزه روابط بانکی اینکه چه اتفاقی می‌افتد کار ساده‌ای نیست. بعد از اینکه ترامپ گام‌های یکجانبه‌ای برداشت شاهد بودید که این اقدامات واکنش جهانی را در پی داشت که چطور در مقابل این اقدامات ایستادگی کرد.

هاکان تکین افزود: تلاشمان این هست با کشور همسایه خود روابط را به شکلی ادامه دهیم که تحریم‌ها تاثیری نداشته باشد و اگر داشته باشد، اثرات آن به حداقل برسد.

 سفیر ترکیه همچنین گفت: تلاش‌ها برای منزوی کردن ایران در منطقه و جهان مفید نیستند و این را در مذاکرات با آمریکا مطرح کرده‌ایم.

* به دنبال یکدست کردن فضای اجتماعی و سیاسی نیستیم

به گفته فارس، سفیر ترکیه در پاسخ به سؤالی درباره پاکسازی‌ها در ترکیه بعد از کودتا و بازداشت خبرنگاران و … عنوان کرد: وقتی درباره پاکسازی عناصر وابسته به گولن صحبت می‌کنیم کسانی هستند که اقدامات تروریستی انجام دادند و منظور ما یکدست کردن فضای اجتماعی و سیاسی نیست.

وی افزود: ما با نهادی روبرو هستیم که ساختار پیچیده‌ای دارد و به لحاظ ساختاری با نمونه‌های دیگر متفاوت هست. این سازمان نفوذ گسترده‌ای در نهادهای مختلف از جمله رسانه‌ها داشته و برای برخورد با این سازمان نیازمند برخورد با عناصر آن در تمام نهادها هستیم. تنها هدف برخورد با برخی کسانی که به عنوان خبرنگار بودند برخورد با گروه‌های تروریستی بوده و هیچ وقت به مثابه فشار بر افراد عادی و رسانه‌ها نبوده هست.

هاکان تکین یادآور شد: اما سازمان گولن و پ.‌ک.ک با پروپاگاندای رسانه‌ای توانستند این برخوردها را به عنوان برخورد با رسانه‌ها جا دهند و بر برخی اذهان در خارج از کشور تاثیر بگذارند.

به گفته وی خارج شدن افراد این چنینی از رسانه‌ها باعث قدرتمندتر شدن رسانه و باورپذیری بیشتر آنها خواهد شد.

این دیپلمات ترکیه اضافه کرد: دستگاه قضایی ترکیه پرونده آنها را بررسی می‌کند و اگر آنها در روند قضایی مجرم شناخته شوند می‌توانیم به عنوان مجرم از آنها یاد کنیم. دستگاه قضایی کار خود را بیطرفانه در این زمینه انجام می‌دهد.

*باور داریم که سوریه راه‌حل نظامی ندارد

به گفته فارس، وی در پاسخ به سؤال دیگری خاطرنشان کرد: در مورد مذاکرات منطقه بدون تنش در جنوب سوریه، ما از طرف‌های این مذاکره نبودیم و از اینکه به چه شکلی انجام و اجرا شد،‌اطلاع دقیقی نداریم. اینکه آمر یکا با روسیه در این خصوص به تفاهمی رسیدند یا نرسیدند اطلاعی ندرام و ارتباطی هم به ما ندارد.

سفیر ترکیه ادامه داد: در مورد حوزه‌های بدون تنش در چارچوب روند آستانه، مقرر شده بود تنها منطقه‌ای که تفاهمات در آن جاری هست، «ادلب» هست و در مناطق دیگر وضعیت فرق می‌کند و اگر رژیم سوریه بخواهد در ادلب هم تحرکاتی را انجام دهد، می‌تواند نتایج بسیار شدیدی به همراه داشته باشد و ادامه تفاهم بدون تنش در ادلب از نظر ما اهمیت دارد.

وی خاطرنشان کرد: ما این را به دو شریک دیگر در روند آستانه (ایران و روسیه) و مقامات ایران و روسیه هم تاکید کردیم که اگر ادلب بخواهد دچار آن سرنوشت شود، روند آستانه را بلاموضوع می‌کند.

این دیپلمات ترکیه همچنین گفت: ما باور داریم که سوریه راه‌حل نظامی ندارد و باید بر راه حل سیاسی متمرکز شویم و با همین درک، وارد روند آستانه شدیم. 

وی عنوان کرد:  اگر گام‌هایی علیه این منطقه برداشته شود، باعث می‌شود ما مجددا در رویکرد خود ارزیابی داشته باشیم. 

سفیر ترکیه اضافه کرد: ترکیه علیه سازمان‌های تروریستی فعال در مناطق شمالی ترکیه، دو عملیات مهم را با موفقیت انجام داد. یکی عملیات «سپر فرات» در منطقه الباب و دیگری عملیات «شاخه زیتون» در منطقه عفرین علیه سازمان‌های تروریستی مثل داعش، پ.ک.ک و …. انجام و منطقه از لوث وجود سازمان‌های تروریستی پاک و گام‌هایی برای تاسیس حکومت‌های محلی در آن منطقه که مردم خودشان مناطق خود را بگردانند، برداشته شد.

این دیپلمات ترکیه تصریح کرد: قطعا نیتی برای اینکه حضور مداوم و بلندمدت در آن مناطق داشته باشیم، نداریم. خواسته ما توقف خونریزی و درگیری در سوریه و ایجاد نظامی فراگیر که تمام اقشار سوریه را نمایندگی کند و بتواند نمایندگی کل مردم سوریه را برعهده بگیرد، هست.

وی گفت: باید هر چه سریعتر با قدرت بیشتری به راه‌حل سیاسی در این زمینه برگردیم و تمرکز کنیم تا بتوانیم به این راه‌حل دست یابیم و لزومی برای اینکه سربازان ترکیه در آنجا بمانند، باقی نمی‌ماند.

هاکان تکین با بیان اینکه برخی کشورها به دنبال اهداف امپریالیستی هستند، یادآور شد: ولی ما دنبال این اهداف نیستیم و هدف ترکیه توقف درگیری‌هاست و اینکه مردم سوریه خودشان تصمیم بگیرند و همچنین برطرف شدن تهدیداتی هست که امنیت ملی ما را هدف گرفته هست.

* اجازه نمی‌دهیم سازمان‌های تروریستی پشت مرزها علیه منافع و امنیت ترکیه به فعالیت ادامه دهند

به گفته فارس، سفیر ترکیه در پاسخ به سؤال دیگری درباره ورود ترکیه به شمال عراق و اینکه آیا با ایران در این زمینه هماهنگی شده بود؟ خاطرنشان کرد: سیاست اصولی ما این هست که اگر در کشورهای همجوار سازمان‌های تروریستی تهدیدی علیه ترکیه ایجاد کنند تلاش کنیم آن تهدید از طریق رایزنی با مقامات آن کشور برطرف شود. اگر آن کشور توانایی برخورد ندارد، اجازه نمی‌دهیم پشت مرزها این سازمان‌های تروریستی علیه امنیت و منافع ملی ترکیه به فعالیتشان ادامه دهند.

وی اضافه کرد: حضور پ.ک.ک در شمال عراق پیشینه‌ای نزدیک به ۳۰ سال دارد و با وضعیت دومی که گفتم در تطابق هست.

هاکان تکین ادامه داد: در مورد مناطقی که پ.ک.ک به عنوان قرارگاه استفاده می‌کند، نیروهای دولت مرکزی عراق حضوری در آن مناطق ندارند و ما نیز تصوری از اینکه دولت مرکزی عراق بخواهد در کوتاه مدت تحرکی را نسبت به آن مناطق داشته باشد و عملیاتی را انجام دهد، پیش‌بینی نمی‌کنیم و پیش از این هم این مسئله را مطرح کردیم که حاضریم هر نوع همکاری را با دولت مرکزی عراق در این خصوص انجام دهیم و اگر قدرت کافی را ندارند آماده عملیات مشترک بر علیه گروه‌های تروریستی هستیم. این را قبلا مطرح کرده و در آینده نیز مطرح می‌کنیم.

به گفته فارس، سفیر ترکیه گفت: اما در شرایطی که موجودیت پ.ک.ک پشت مرزهای ترکیه ادامه یابد و دولت مرکزی عراق نتواند برخوردی را داشته باشد، ترکیه با تکیه بر اصل دفاع مشروع که در حقوق بین‌الملل هم شناخته شده، تمام گام‌ها را برای برطرف کردن و از بین بردن این تهدیدات از امنیت ملی خود برخواهد داشت و تمام راه‌ها را برای مبارزه در پیش خواهد گرفت.

وی بیان کرد: تنها هدف عملیات ترکیه در شمال عراق، از بین بردن تهدیداتی هست که در این منطقه متوجه ترکیه هست و پاکسازی این منطقه از تهدیدات پ.ک.ک هست و ما هیچ هدف دیگری را در شمال عراق پیگیری نمی‌کنیم.

این دیپلمات ترکیه خاطرنشان کرد: در هفته‌های گذشته انتخابات در عراق برگزار و بعد از تشکیل دولت جدید در عراق رایزنی‌ها را با دولت جدید ادامه خواهیم داد. 

وی گفت: در مورد اینکه با ایران در شمال عراق هماهنگی انجام دهیم نمی‌توانم بگویم چنین همکاری وجود دارد ولی امکان همکاری در این زمینه وجود دارد بخصوص در منطقه‌ای که مرزهای ایران، عراق و ترکیه به هم می رسند. زیرا پ.ک.ک در آن منطقه تمرکز دارد و به واسطه پژاک علیه ایران فعالیت می‌کند و ما برای همکاری در مقابله با این سازمان و شاخه‌های آن آماده همکاری هستیم.

هاکان تکین ادامه داد: مقابله با پ.ک.ک یکی از سرفصل‌هایی هست که همواره در همکاری‌های امنیتی ما با ایران وجود داشته و یکی از اولویت‌های ماست و ما برای همکاری بیشتر در این زمینه آماده‌ایم.

* به روابط خود با اتحادیه اروپا ادامه داده و می‌دهیم

به گفته فارس، سفیر ترکیه در ادامه این نشست خبری درباره واکنش اتحادیه اروپا به این پاکسازی‌ها بیان کرد: سازمان فدتو، پ.‌ک.ک با فعالیت‌های تبلیغی تلاش داشتند برخی فعالیت‌ها را وارونه جلوه دهند.

وی گفت: دوستان اتحادیه اروپا که داعیه پرچمداری حقوق بشر و دموکراسی را دارند با رویکردی که از خودشان نشان دادند، بعد از کودتا در ۱۵ ژولای ۲۰۱۶، نتوانستند خیلی کارنامه روشنی از خودشان نشان دهند. آنها به جای اینکه بیایند از حقوق مردم و دولت قانونی که از طرف کودتاچیان به شکل بیرحمانه‌ای مورد حمله قرار گرفته، دفاع کنند از حقوق کودتاچیان دفاع کردند.

هاکان تکین افزود: در مورد عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا نیز برخی جریان‌ها در اتحادیه اروپا به صورت مداوم در تلاش برای ایجاد مانع بر سر راه عضویت ترکیه در این اتحادیه هستند و هر روز یک بهانه جدیدی مطرح می‌کنند.یک روز بعد از کودتا فرصت خوبی برای آنها فراهم شد که باز هم بهانه تراشی کنند.

این دیپلمات ترکیه یادآور شد: علیرغم برخورد ناحقی که با ما شده،‌ روابط خود را با اتحادیه اروپا و دوستان اروپایی ادامه داده و می‌دهیم و البته این چیزی نیست که صرفا به اراده یک طرف بستگی داشته باشد، بلکه روابط براساس اراده طرفین شکل می‌گیرد و اینکه این روابط به چه سمت و سویی می‌رود، زمان می‌برد.

* اتحادیه اروپا به وعده‌های خود عمل نکرد

وی در پاسخ به انتقادات وارده به ترکیه در خصوص سوء استفاده از بحران مهاجرت نیز گفت: در خصوص بحران مهاجرت شاهد بودید که اروپا چطور فقط براساس منافع خودش عمل کرد. اتحادیه اروپا بعد از گذشت هفت سال از بحران سوریه، هنوز نیازی به اینکه اقدام فوری در این زمینه انجام دهد را احساس نکرده و زمانی که جمیعت چند ده هزار نفری از پناهجویان وارد اروپا شدند علیرغم ثروت و امکاناتی که داشت و می‌توانست از عهده آنها بربیاید ولی دچار وحشت شدند و اجلاس فوری برگزار و آن را بحران قلمداد کرده و خواستار گام فوری در این زمینه شدند.

هاکان تکین اضافه کرد: وقتی بحران پناهجویان به اوج رسید، اجلاسی بین اتحادیه اروپا و ترکیه برگزار و منجر به تفاهمی شد که تدابیری را اتخاذ و در چارچوب آن قرار شد اتحادیه اروپا دو کمک سه میلیارد یورویی را در اختیار ترکیه قرار دهد تا برای پناهجویانی که به ترکیه آمده بودند، هزینه شود ولی اتحادیه اروپا این وعده را به صورت کامل عملی نکرد.

وی با بیان اینکه ترکیه میزبان بیش از سه و نیم میلیون پناهجو هست، خاطرنشان کرد: اتحادیه اروپا شروع به اتهام زنی علیه ترکیه کرد و عنوان کرد که ترکیه از این موضوع سوء استفاده می‌کند.

سفیر ترکیه در تهران تصریح کرد: کشورهای ثروتمندی که با چند هزار پناهجو دچار وحشت شده و آن را بحران می‌دانند، حق ندارند ترکیه را متهم به سوء‌ استفاده از موضوع پناهجویان کنند.

* استفاده از ارزهای ملی

به گفته فارس، هاکان تکین درباره افزایش حجم مبادلات تجاری ایران و ترکیه به ۳۰ میلیارد دلار و استفاده از ارزهای ملی نیز گفت: اولین کشوری که ایران با آن قراردادی برای تجارت با ارز ملی امضا و اجرایی کرد، ترکیه بود و مذاکرات مشابهی هم با روسیه و چین انجام شده ولی موافقتنامه با ترکیه امضا و به مرحله اجرا رسید.

وی افزود: ما تجارت با ارزهای ملی را از دو زوایه مفید می‌دانیم اول اینکه اگر این کار صورت بگیرد خودمان را از نوسانات دلار ، یورو و سایر ارزهای رایج بین‌المللی محافظت کردیم و دیگر اینکه اگر با ارزهای ملی تجارت کنیم خود را در برابر ضربه‌های ناشی از تحریم‌ها از سوی اتحادیه اروپا  و هر کشور دیگری، حفظ کرده‌ایم.

سفیر ترکیه خاطرنشان کرد: اراده ما بر این هست که این موافقتنامه را به صورت کامل اجرایی کنیم.

وی در عین حال گفت که در مناسبات تجاری بین ایران و ترکیه عدم تعادل زیادی وجود دارد و این تعادل به نفع ایران هست. به عنوان مثال در نگاهی به ارقام سال ۲۰۱۷ شاهدیم که حجم صادرات ترکیه ۳.۲ میلیارد دلار و حجم صادرات ایران ۷.۵ میلیارد دلار بوده که این باعث می‌شود نتوان تهاتر انجام داد. زمانی تهاتر امکانپذیر هست که تعادل در صادرات و واردات وجود داشته باشد.

* مذاکرات جدی با آمریکا برای استرداد گولن 

وی همچنین در پاسخ به پرسشی گفت که مذاکرات جدی برای استرداد فتح الله گولن از فردای کودتا، با آمریکا شروع شده و اسناد و شواهد خیلی متقنی در این زمینه به آمریکایی‌ها ارائه شده ولی علیرغم دو سال هنوز اقدام جدی از سوی آمریکا صورت نگرفته هست.

هاکان تکین گفت: آمریکایی‌ها می‌گویند این موضوع به سیستم قضایی ما مربوط می‌شود و ما نمی‌توانیم در کار این سیستم دخالت کنیم. این در حالی هست که آمریکا رویکرد متضادی در قبال شهروندان یا کسانی که در ترکیه به اتهام قضایی بازداشت شده‌اند، اتخاذ کرده و خواستار آزادی فوری آنها شده هست.

وی گفت: نه بحث گولن و اعضای رده بالای ترکیه و نه شهروندانی که با اتهامات مختلف در ترکیه بازداشت شده‌اند را عناصری برای چانه‌زنی نمی‌بینیم.

* نشست سران سه کشور احتمالا بعد از پایان تابستان در تهران

سفیر ترکیه همچنین درباره دیدار سران ترکیه، روسیه و ایران در تهران هم گفت: در آخرین نشست سران که آوریل در آنکارا برگزار شد، توافق شد که نشست بعدی در تهران برگزار شود ولی در مورد تاریخ تصمیم قطعی گرفته نشده و احتمالا بعد از پایان تابستان این نشست برگزار می‌شود. البته سیر تحولات سوریه می‌تواند زمان برگزاری این نشست را تحت تاثیر قرار دهد.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۴ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : فاطمی

مشرق- رسول اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله فرمودند:

هر که دختری داشته باشد و خوب تربیتش کند و او را به خوبی دانش بیاموزد و از نعمتهایی که خداوند به او عطا کرده به وفور بهره مندش سازد، آن دختر، سپر و پوشش پدر در برابر آتش دوزخ خواهد بود.

متن حدیث: 

مَن کانتْ لَه ابنةٌ فأدّبَها وأحْسَنَ أدَبها ، وعلّمَها فأحْسَنَ تعلیمَها ؛ فأوسَعَ علَیها مِن نِعمِ اللّه ِ الّتی أسبَغَ علَیهِ ، کانَتْ لَه مَنَعةً و سِتْرا مِن النّارِ .

«میزان الحکمه، جلد ۱، صفحه ۱۰۷»

  • تاریخ : ۲۴ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : فاطمی

به گفته خبرنامه فاطمی و به نقل از خبرنامه ریانووستی روسیه، ولادیمیر پوتین عصر امروز (یکشنبه) در دیدار با توماس باخ در کاخ کرملین گفت: روسیه در جام جهانی ۲۰۱۸ فوتبال تجربه موفقیت‌آمیز سازماندهی رقابت‌های بین‌المللی را تکرار کرد.

رئیس‌جمهور روسیه افزود: شاید سخنان کارشناسان و حتی ورزشکاران را شنیده باشید. امیدوار هستم باز هم بتوانیم موفقیت دیگری را در عرصه میزبانی رقابت‌های ورزشی بین‌المللی را همانند المپیک ۲۰۱۴ سوچی تکرار کنیم.

ولادیمیر پوتین همچنین خواستار تعامل بیشتر کمیته بین‌المللی المپیک با کمیته المپیک روسیه شد.

توماس باخ، رئیس کمیته بین‌المللی المپیک نیز خطاب به رئیس‌جمهور روسیه گفت: می‌خواهم تبریک صمیمانه‌ای بابت موفقیت میزبانی جام جهانی ۲۰۱۸ فوتبال را داشته باشم. روسیه یک بار دیگر به لطف مدیران برجسته خود نشان داد که می‌تواند رقابت‌های مهم ورزشی را به خوبی سازماندهی کند. بدون تردید این یک موفقیت بزرگ برای مردم روسیه که میهمان‌نوازی خود را در جام جهانی ۲۰۱۸ نشان دادند هست. معتقدم که این پذیرش گرم هواداران فوتبال از سراسر جهان ارزیابی‌های آنها را نسبت به روسیه تغییر داد. آنها اثبات کردند که روسیه میزبان میهمان‌نوازی هست.

آخر مطلب/

 

 

صفحه 3 از 501
قبلی 12345678910 بعدی 203040...«